blintz

[ایالات متحده]/blɪnts/
[بریتانیا]/bliːnts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پنکیک نازکی که با پنیر، مربا یا میوه پر شده است.
Word Forms
جمعblintzs

عبارات و ترکیب‌ها

blintz batter

خمیر بلینتز

pancakes and blintzes

پنکیک و بلینتز

blintz breakfast

صبحانه بلینتز

classic blintzes recipe

دستور العمل کلاسیک بلینتز

blintz for dessert

بلینتز برای دسر

جملات نمونه

she served blintz for breakfast.

او برای صبحانه بلینتز سرو کرد.

he loves to eat blintz with sour cream.

او عاشق خوردن بلینتز با خامه ترش است.

they made a big batch of blintz for the party.

آنها مقدار زیادی بلینتز برای مهمانی درست کردند.

blintz can be filled with cheese or fruit.

بلینتز را می توان با پنیر یا میوه پر کرد.

we enjoyed blintz at the café last weekend.

ما آخر هفته گذشته بلینتز را در کافه از آن لذت بردیم.

my grandmother's blintz recipe is a family secret.

دستور العمل بلینتز مادربزرگم یک راز خانوادگی است.

blintz are a traditional dish in jewish cuisine.

بلینتز یک غذای سنتی در آشپزی یهودی است.

she topped her blintz with fresh blueberries.

او بلینتز خود را با بلوبری تازه تزئین کرد.

blintz can be a delicious dessert option.

بلینتز می تواند گزینه دسر خوشمزه ای باشد.

he learned how to make blintz from his mother.

او یاد گرفت که چگونه بلینتز را از مادرش درست کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید