bloodlines

[ایالات متحده]/ˈblʌdˌlaɪnz/
[بریتانیا]/bldˈlaɪnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نسل موروثی یا نژاد یک شخص، حیوان، یا گروه؛ خط یا دنباله‌ای از افراد که از یک جد مشترک descended هستند.

عبارات و ترکیب‌ها

noble bloodlines

خون‌های اشرافی

inherited bloodlines

خون‌های ارثی

strong bloodlines

خون‌های قوی

obscure bloodlines

خون‌های مبهم

broken bloodlines

خون‌های شکسته

tainted bloodlines

خون‌های آلوده

proud bloodlines

خون‌های مغرور

questionable bloodlines

خون‌های مشکوک

mixed bloodlines

خون‌های ترکیبی

جملات نمونه

many families take pride in their bloodlines.

بسیاری از خانواده‌ها به خطوط خونی خود افتخار می‌کنند.

the royal bloodlines often determine the line of succession.

خطوط خونی سلطنتی اغلب خط جانشینی را تعیین می‌کنند.

some believe that bloodlines influence personality traits.

برخی معتقدند که خطوط خونی بر ویژگی‌های شخصیتی تأثیر می‌گذارند.

in some cultures, bloodlines play a crucial role in marriage.

در برخی فرهنگ‌ها، خطوط خونی نقش مهمی در ازدواج ایفا می‌کنند.

the study of bloodlines can reveal historical connections.

مطالعه خطوط خونی می‌تواند ارتباطات تاریخی را آشکار کند.

bloodlines can sometimes lead to discrimination.

خطوط خونی گاهی اوقات می‌تواند منجر به تبعیض شود.

tracing one's bloodlines can be a fascinating journey.

ردیابی خطوط خونی یک فرد می‌تواند یک سفر جذاب باشد.

bloodlines are often a topic of discussion among genealogists.

خطوط خونی اغلب موضوع بحث بین متخصصان ژن‌شناسی است.

preserving bloodlines is important for certain animal breeds.

حفظ خطوط خونی برای برخی از نژادهای حیوانات مهم است.

some organizations are dedicated to maintaining pure bloodlines.

برخی از سازمان‌ها به حفظ خطوط خونی خالص اختصاص داده شده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید