bluejackets

[ایالات متحده]/bluːˈdʒækɪts/
[بریتانیا]/blooˈdʒækits/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ملوانان، به ویژه کسانی که در نیروی دریایی خدمت می‌کنند.

عبارات و ترکیب‌ها

bluejackets' mess hall

سالن غذاخوری ملوانان

navy bluejackets

ملوانان نیروی دریایی

a ship's bluejackets

ملوانان یک کشتی

bluejackets' duties

وظایف ملوانان

bluejacket training

آموزش ملوانان

a bluejacket's uniform

نظام ملوانان

bluejackets on leave

ملوانان در مرخصی

the bluejacket's mess

سالن غذاخوری ملوانان

bluejackets on watch

ملوانان در نگهبانی

جملات نمونه

the bluejackets are known for their bravery at sea.

ملوانان به خاطر شجاعتشان در دریا شناخته شده اند.

many bluejackets participated in the naval exercise.

بسیاری از ملوانان در تمرین دریایی شرکت کردند.

bluejackets often receive extensive training before deployment.

ملوانان اغلب قبل از اعزام آموزش های گسترده ای دریافت می کنند.

the bluejackets played a crucial role in the mission.

ملوانان نقش مهمی در ماموریت ایفا کردند.

bluejackets are recognized for their discipline and teamwork.

ملوانان به دلیل نظم و کار گروهی مورد شناخت قرار می گیرند.

the bluejackets' uniforms are a symbol of honor.

ن制服 ملوانان نمادی از افتخار است.

during the ceremony, the bluejackets were honored for their service.

در طول مراسم، ملوانان به پاس خدمتشان مورد تجلیل قرار گرفتند.

bluejackets often share stories of their adventures.

ملوانان اغلب داستان های ماجراهای خود را به اشتراک می گذارند.

the bluejackets' camaraderie is evident during training.

رابطه صمیمانه ملوانان در طول آموزش آشکار است.

bluejackets are essential to maintaining naval operations.

ملوانان برای حفظ عملیات های دریایی ضروری هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید