bluetongues

[ایالات متحده]/ˈblʊəˌtɒŋ/
[بریتانیا]/ˈbluːˌtɑːŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک بیماری ویروسی که بر گوسفند و گاو تأثیر می‌گذارد، مشابه بیماری تب‌خال. این بیماری برای اولین بار در آفریقای جنوبی ظاهر شد.

عبارات و ترکیب‌ها

bluetongue virus

ویروس تب آبی

bluetongue disease

بیماری تب آبی

bluetongue symptoms

علائم تب آبی

bluetongue in sheep

تب آبی در گوسفند

bluetongue vaccine

واکسن تب آبی

bluetongue outbreak

شیوع تب آبی

control bluetongue spread

کنترل گسترش تب آبی

bluetongue research

تحقیقات تب آبی

bluetongue risk assessment

ارزیابی خطر تب آبی

جملات نمونه

bluetongue is a viral disease affecting livestock.

بیماری زبان‌ آبی یک بیماری ویروسی است که بر دام‌ها تأثیر می‌گذارد.

farmers need to monitor their herds for bluetongue symptoms.

کشاورزان باید گله‌های خود را برای علائم زبان‌ آبی زیر نظر داشته باشند.

vaccination can help prevent bluetongue outbreaks.

واکسیناسیون می‌تواند به پیشگیری از شیوع زبان‌ آبی کمک کند.

researchers are studying the bluetongue virus in detail.

محققان در حال مطالعه دقیق بر روی ویروس زبان‌ آبی هستند.

infected animals may show signs of bluetongue disease.

حیوانات آلوده ممکن است علائم بیماری زبان‌ آبی را نشان دهند.

climate change can influence the spread of bluetongue.

تغییرات آب و هوایی می‌تواند بر گسترش زبان‌ آبی تأثیر بگذارد.

controlling insect populations is key to managing bluetongue.

کنترل جمعیت حشرات کلید مدیریت زبان‌ آبی است.

symptoms of bluetongue include swelling and fever.

علائم زبان‌ آبی شامل تورم و تب است.

farm biosecurity measures can help reduce bluetongue risks.

اقدامات بهداشت ناهنجاری مزرعه می‌تواند به کاهش خطرات زبان‌ آبی کمک کند.

veterinarians play a crucial role in diagnosing bluetongue.

دامپزشکان نقش مهمی در تشخیص زبان‌ آبی ایفا می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید