contagious

[ایالات متحده]/kənˈteɪdʒəs/
[بریتانیا]/kənˈteɪdʒəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل انتقال از یک نفر به نفر دیگر، مسری

عبارات و ترکیب‌ها

contagious disease

بیماری مسری

جملات نمونه

M-is a contagious disease.

بیماری مسری است.

It's a highly contagious infection.

این یک عفونت بسیار مسری است.

He's got a contagious laugh.

او خنده مسری دارد.

People with contagious diseases should be isolated.

افرادی که مبتلا به بیماری‌های مسری هستند باید جدا شوند.

racism is likened to a contagious disease.

تبعیض به عنوان یک بیماری مسری در نظر گرفته می شود.

Zack Lemann, Visitor Programs Manager at the Audubon Insectarium, goes on to explain the exhibits with contagious enthusiasm.

زاک لمَن، مدیر برنامه های بازدید کننده در مرکز حشرات Audubon، به توضیح نمایشگاه ها با اشتیاق مسری ادامه می دهد.

Exploring diversifying and effective schema to prevent and cure contagious diseases of Laryngology, such as diphtheria and scarlet fever;

بررسی طرح های متنوع و موثر برای پیشگیری و درمان بیماری های مسری لارینگولوژی، مانند دیفتری و تب اسکارلت;

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید