bluings

[ایالات متحده]/ˈbljuːɪŋz/
[بریتانیا]/ˈbluːɪŋz/

ترجمه

v. چیزی را به رنگ آبی رنگ کردن
n. نوعی رنگ آبی یا ترکیبی که برای آبی کردن پارچه‌ها استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

catch the bluings

گرفتن آبی‌رنگی‌ها

swimming in bluings

شنا در آبی‌رنگی‌ها

shades of bluings

نواهای آبی‌رنگی

reflecting the bluings

بازتاب آبی‌رنگی‌ها

جملات نمونه

she used bluings to enhance the color of her dress.

او از رنگ آبی برای افزایش رنگ لباس خود استفاده کرد.

the artist mixed bluings into the paint for a vivid effect.

هنرمند رنگ آبی را با رنگ مخلوط کرد تا جلوه ای زنده ایجاد کند.

he recommended using bluings for a brighter laundry.

او استفاده از رنگ آبی برای لباس های روشن تر را توصیه کرد.

they sell various bluings at the craft store.

آنها انواع مختلف رنگ آبی را در مغازه صنایع دستی می فروشند.

she added bluings to the fabric to give it a richer hue.

او رنگ آبی را به پارچه اضافه کرد تا رنگ آن غنی تر شود.

using bluings can help restore the original color of faded clothes.

استفاده از رنگ آبی می تواند به بازگرداندن رنگ اصلی لباس های رنگ رفته کمک کند.

he learned about the different types of bluings in his chemistry class.

او در کلاس شیمی خود در مورد انواع مختلف رنگ آبی یاد گرفت.

many laundry detergents contain bluings to brighten whites.

بسیاری از مواد شوینده لباس حاوی رنگ آبی برای روشن کردن سفیدها هستند.

she prefers natural bluings over synthetic ones for her projects.

او ترجیح می دهد از رنگ آبی طبیعی به جای مصنوعی برای پروژه های خود استفاده کند.

he experimented with different bluings to achieve the desired shade.

او با انواع مختلف رنگ آبی آزمایش کرد تا سایه دلخواه را بدست آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید