blunderbuss

[ایالات متحده]/'blʌndəbʌs/
[بریتانیا]/'blʌndɚbʌs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک اسلحه کوتاه با لوله بزرگ
Word Forms

جملات نمونه

economists resort too quickly to the blunderbuss of regulation.

اقتصاددانان خیلی سریع به سمت تفنگ گلوله (blunderbuss) مقررات روی می‌آورند.

He clumsily fired the blunderbuss at the target.

او به طرز ناشیانه‌ای تفنگ گلوله را به سمت هدف شلیک کرد.

The pirate carried a blunderbuss as his weapon of choice.

دزد دریایی تفنگ گلوله را به عنوان سلاح مورد علاقه خود حمل می‌کرد.

She accidentally discharged the blunderbuss, startling everyone.

او به طور تصادفی تفنگ گلوله را شلیک کرد و باعث تعجب همه شد.

The old blunderbuss was displayed in the museum as a historical artifact.

تفنگ گلوله قدیمی در موزه به عنوان یک شیء تاریخی به نمایش گذاشته شد.

The blunderbuss was a popular weapon among hunters in the 18th century.

تفنگ گلوله در بین شکارچیان در قرن هجدهم سلاحی محبوب بود.

He cleaned the blunderbuss meticulously before going on the hunting trip.

او قبل از رفتن به سفر شکار، تفنگ گلوله را با دقت تمیز کرد.

The blunderbuss made a loud bang when it was fired.

وقتی شلیک شد، تفنگ گلوله صدای بلندی ایجاد کرد.

The blunderbuss was passed down through generations in the family.

تفنگ گلوله در طول نسل‌ها در خانواده منتقل شد.

The blunderbuss was known for its wide muzzle and short barrel.

تفنگ گلوله به دلیل دهانه پهن و لوله کوتاه خود شناخته می‌شد.

She carefully aimed the blunderbuss before pulling the trigger.

او قبل از کشیدن ماشه، تفنگ گلوله را با دقت نشانه گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید