blurbed

[ایالات متحده]/blɜːb/
[بریتانیا]/blɝb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خلاصه یا آگهی کوتاه، به ویژه یکی که بر روی جلد یک کتاب یا محصول دیگر چاپ شده است

جملات نمونه

This book fails to give what the blurb describes.

این کتاب نمی‌تواند آنچه در غلاف آن آمده است را ارائه دهد.

Her book was blurbed as a great novel.

کتاب او به عنوان یک رمان عالی معرفی شده است.

I need to write a blurb for the new book.

من باید یک غلاف برای کتاب جدید بنویسم.

The blurb on the back cover caught my attention.

غلاف روی جلد پشتی توجه من را جلب کرد.

She read the blurb before deciding to buy the novel.

او قبل از تصمیم به خرید رمان، غلاف را خواند.

The blurb gave away too much of the plot.

غلاف بیش از حد از داستان فاش کرد.

The blurb described the movie as a thrilling adventure.

غلاف فیلم را به عنوان یک ماجراجویی هیجان انگیز توصیف کرد.

I always read the blurb before starting a new book.

من همیشه قبل از شروع یک کتاب جدید، غلاف را می‌خوانم.

The blurb promised an exciting and suspenseful read.

غلاف یک مطالعه هیجان انگیز و پرتعلیق را وعده داده بود.

The blurb highlighted the main themes of the documentary.

غلاف مضامین اصلی مستند را برجسته کرد.

The blurb was written in an engaging and captivating way.

غلاف به روشی جذاب و مسحور کننده نوشته شده بود.

She wrote a captivating blurb to promote her new product.

او یک غلاف جذاب نوشت تا محصول جدید خود را تبلیغ کند.

نمونه‌های واقعی

They are the people who are actually reading the conference blurb.

آنها کسانی هستند که در واقع اطلاعیه کنفرانس را می‌خوانند.

منبع: The Economist (Summary)

I could imagine the blurb he would have already written about her abrasive powers of observation.

من می‌توانستم تصور کنم او چه اطلاعیه‌ای در مورد توانایی‌های مشاهده‌گرانه تهاجمی او نوشته است.

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 3

You read the blurb, instantly became intrigued and now you're in the middle of an absolute page-turner.

شما اطلاعیه را خواندید، بلافاصله کنجکاو شدید و اکنون در وسط یک کتاب جذاب هستید.

منبع: Selected English short passages

'cause I got a blurb in New York Apartment Life.

چون من یک اطلاعیه در زندگی آپارتمانی نیویورک دارم.

منبع: 2 Broke Girls Season 2

Oh, that's funny, 'cause I got a blurb in New York Apartment Life.

اوه، این خنده‌دار است، چون من یک اطلاعیه در زندگی آپارتمانی نیویورک دارم.

منبع: 2 Broke Girls Season 2

Just blurbs and " Hot boite." I want more.

فقط اطلاعیه‌ها و "کافه داغ". من بیشتر می‌خواهم.

منبع: Kylie Diary Season 2

Can we please get back to the blurb?

آیا می‌توانیم لطفاً به اطلاعیه بازگردیم؟

منبع: 2 Broke Girls Season 2

So now we're completely off the blurb?

پس اکنون ما کاملاً از اطلاعیه دور هستیم؟

منبع: 2 Broke Girls Season 2

This blurb is our money in the bank.

این اطلاعیه پول ما در بانک است.

منبع: 2 Broke Girls Season 2

This is a big leap of faith, but we're getting in lots of orders now thanks to the blurb.

این یک جهش بزرگ ایمان است، اما اکنون به لطف اطلاعیه سفارش‌های زیادی داریم.

منبع: 2 Broke Girls Season 2

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید