boatyard

[ایالات متحده]/'bəʊtjɑːd/
[بریتانیا]/'bot'jɑrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کارخانه ساخت کشتی در بندر.
Word Forms
جمعboatyards

جملات نمونه

In this paper, a boat fitting shop in a boatyard is designed.

در این مقاله، یک کارگاه تجهیزات قایق در یک اسکله قایق‌سازی طراحی شده است.

But the sock-burning ritual now draws more than boatyard workers.

اما آیین سوختن جوراب اکنون بیشتر از کارگران اسکله قایق‌سازی را به خود جذب می‌کند.

The boatyard is where they repair and build boats.

اسکله قایق‌سازی جایی است که آن‌ها قایق‌ها را تعمیر و می‌سازند.

He works at the boatyard as a shipbuilder.

او به عنوان سازنده قایق در اسکله قایق‌سازی کار می‌کند.

The boatyard is located by the river for easy access to water.

اسکله قایق‌سازی در کنار رودخانه واقع شده است تا دسترسی آسان به آب فراهم شود.

Many fishermen bring their boats to the boatyard for maintenance.

بسیاری از ماهیگیران قایق‌های خود را برای تعمیر و نگهداری به اسکله قایق‌سازی می‌آورند.

The boatyard is bustling with activity during the summer months.

اسکله قایق‌سازی در ماه‌های تابستان مملو از فعالیت است.

The boatyard has a team of skilled craftsmen.

اسکله قایق‌سازی دارای تیمی از صنعتگران ماهر است.

The boatyard has a large storage area for boats waiting to be repaired.

اسکله قایق‌سازی دارای یک فضای ذخیره‌سازی بزرگ برای قایق‌هایی است که منتظر تعمیر هستند.

Visitors can take a tour of the boatyard to see how boats are made.

بازدیدکنندگان می‌توانند از اسکله قایق‌سازی بازدید کنند تا ببینند قایق‌ها چگونه ساخته می‌شوند.

The boatyard is a vital part of the local maritime industry.

اسکله قایق‌سازی بخش حیاتی از صنعت دریایی محلی است.

The boatyard employs many local residents.

اسکله قایق‌سازی بسیاری از ساکنان محلی را استخدام می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید