wearing bobbysocks
پوشیدن بابیسُکها
white bobbysocks
بابیسُکهای سفید
pink bobbysocks
بابیسُکهای صورتی
clean bobbysocks
بابیسُکهای تمیز
fold bobbysocks
تُمیز کردن بابیسُکها
wash bobbysocks
شستن بابیسُکها
pair of bobbysocks
جفت بابیسُک
ankle bobbysocks
بابیسُکهای چرخکی
cotton bobbysocks
بابیسُکهای پنبهای
girls' bobbysocks
بابیسُکهای دخترانه
she wore white bobbysockss with her vintage swing dress to the retro dance.
او کمربند سفید را با پوشاک چرخشی گذشته خود به رقص رetro پوشید.
the teenage girls in the 1950s preferred striped bobbysockss with their saddle shoes.
دختران جوان در دهه 1950 بیشتر کمربند های جدید با جوراب های چهارچوبی را می پسندیدند.
her grandmother's closet contained a collection of colorful bobbysockss from the 1960s.
کمد نانویش شامل مجموعه ای از جوراب های رنگی از دهه 1960 بود.
the fashion magazine featured retro bobbysockss in their spring edition highlighting vintage trends.
مجله مد جوراب های رetro را در نسخه بهاری خود با تاکید بر روند گذشته انتشار داد.
she rolled her bobbysockss just above the ankle for a casual summer look.
او جوراب های خود را بالاتر از مچ پا پیچید تا یک نگاه آماده تابستانی داشته باشد.
pastel bobbysockss in pink and blue were popular among schoolgirls during that era.
جوراب های رنگی نرم در رنگ صورتی و آبی در آن دوره در میان دختران مدرسه محبوب بود.
the boutique sells handmade knitted bobbysockss for customers who appreciate vintage style.
این فروشگاه جوراب های دست ساز بافته شده را برای مشتریانی که سبک گذشته را دوست دارند می فروشد.
saddle shoes and bobbysockss create a classic teenage look that never goes out of style.
جوراب ها و کفش های جورابی یک نگاه جوان کلاسیک را ایجاد می کنند که هرگز از مد خارج نمی شود.
the bright red bobbysockss added a pop of color to her plain school uniform.
جوراب های قرمز روشن رنگ به یکدستی لباس مدرسه او اضافه کرد.
she matched her polka-dot bobbysockss with a ribbon-tied hairstyle for the sock hop.
او جوراب های خود را با یک سبک مو کمربندی تطبیق داد تا برای جوراب های چرخشی.
the museum displayed authentic bobbysockss from the 1950s as part of the fashion exhibit.
موزه جوراب های اصیل از دهه 1950 را به عنوان بخشی از نمایشگاه مد نمایش داد.
dancing in colorful bobbysockss was a popular pastime at the community center.
رقص در جوراب های رنگی یک فعالیت محبوب در مرکز اجتماعی بود.
wearing bobbysocks
پوشیدن بابیسُکها
white bobbysocks
بابیسُکهای سفید
pink bobbysocks
بابیسُکهای صورتی
clean bobbysocks
بابیسُکهای تمیز
fold bobbysocks
تُمیز کردن بابیسُکها
wash bobbysocks
شستن بابیسُکها
pair of bobbysocks
جفت بابیسُک
ankle bobbysocks
بابیسُکهای چرخکی
cotton bobbysocks
بابیسُکهای پنبهای
girls' bobbysocks
بابیسُکهای دخترانه
she wore white bobbysockss with her vintage swing dress to the retro dance.
او کمربند سفید را با پوشاک چرخشی گذشته خود به رقص رetro پوشید.
the teenage girls in the 1950s preferred striped bobbysockss with their saddle shoes.
دختران جوان در دهه 1950 بیشتر کمربند های جدید با جوراب های چهارچوبی را می پسندیدند.
her grandmother's closet contained a collection of colorful bobbysockss from the 1960s.
کمد نانویش شامل مجموعه ای از جوراب های رنگی از دهه 1960 بود.
the fashion magazine featured retro bobbysockss in their spring edition highlighting vintage trends.
مجله مد جوراب های رetro را در نسخه بهاری خود با تاکید بر روند گذشته انتشار داد.
she rolled her bobbysockss just above the ankle for a casual summer look.
او جوراب های خود را بالاتر از مچ پا پیچید تا یک نگاه آماده تابستانی داشته باشد.
pastel bobbysockss in pink and blue were popular among schoolgirls during that era.
جوراب های رنگی نرم در رنگ صورتی و آبی در آن دوره در میان دختران مدرسه محبوب بود.
the boutique sells handmade knitted bobbysockss for customers who appreciate vintage style.
این فروشگاه جوراب های دست ساز بافته شده را برای مشتریانی که سبک گذشته را دوست دارند می فروشد.
saddle shoes and bobbysockss create a classic teenage look that never goes out of style.
جوراب ها و کفش های جورابی یک نگاه جوان کلاسیک را ایجاد می کنند که هرگز از مد خارج نمی شود.
the bright red bobbysockss added a pop of color to her plain school uniform.
جوراب های قرمز روشن رنگ به یکدستی لباس مدرسه او اضافه کرد.
she matched her polka-dot bobbysockss with a ribbon-tied hairstyle for the sock hop.
او جوراب های خود را با یک سبک مو کمربندی تطبیق داد تا برای جوراب های چرخشی.
the museum displayed authentic bobbysockss from the 1950s as part of the fashion exhibit.
موزه جوراب های اصیل از دهه 1950 را به عنوان بخشی از نمایشگاه مد نمایش داد.
dancing in colorful bobbysockss was a popular pastime at the community center.
رقص در جوراب های رنگی یک فعالیت محبوب در مرکز اجتماعی بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید