socks

[ایالات متحده]/sɒks/
[بریتانیا]/sɑːks/

ترجمه

n. تکه‌های لباس پوشیده روی پا

عبارات و ترکیب‌ها

clean socks

جوراب‌های تمیز

warm socks

جوراب‌های گرم

matching socks

جوراب‌های همسان

new socks

جوراب‌های جدید

thick socks

جوراب‌های ضخیم

wear socks

پوشیدن جوراب

lost socks

جوراب‌های گم‌شده

fuzzy socks

جوراب‌های پشمی

striped socks

جوراب‌های راه راه

wool socks

جوراب‌های پشمی

جملات نمونه

i need to buy new socks for the winter.

من نیاز دارم جوراب‌های جدید برای زمستان بخرم.

she always wears colorful socks with her sandals.

او همیشه جوراب‌های رنگارنگ با صندل‌هایش می‌پوشد.

he matched his socks to his shirt.

او جوراب‌هایش را با پیراهنش هماهنگ کرد.

my socks are wet from the rain.

جوراب‌های من خیس شده‌اند از باران.

don't forget to pack your socks for the trip.

فراموش نکنید جوراب‌هایتان را برای سفر ببرید.

she put on thick wool socks to keep her feet warm.

او جوراب‌های پشمی ضخیم پوشید تا پاهایش گرم بماند.

he lost one of his socks in the laundry.

او یکی از جوراب‌هایش را در لباسشویی گم کرد.

the cat loves to play with my socks.

گربه عاشق بازی با جوراب‌های من است.

i have a drawer full of socks.

من یک کشوی پر از جوراب دارم.

she’s wearing mismatched socks today.

او امروز جوراب‌های نامتناسب پوشیده است.

he pulled his socks up higher.

او جوراب‌هایش را بالاتر کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید