bobtailed

[ایالات متحده]/bɒbˈteɪld/
[بریتانیا]/bɑːbˈteɪld/

ترجمه

adj. داشتن دمی کوتاه یا بریده.
n. حیوانی با دمی کوتاه یا بریده.

عبارات و ترکیب‌ها

bobtailed cat

گربه دم‌دار

bobtailed dog

سگ دم‌دار

bobtailed horse

اسب دم‌دار

bobtailed truck

تریلی دم‌دار

bobtailed car

خودروی دم‌دار

a bobtailed comet

کومت دم‌دار

bobtailed story

داستان دم‌دار

a bobtailed version

نسخه دم‌دار

bobtailed news report

گزارش خبری دم‌دار

جملات نمونه

the dog was bobtailed after its grooming session.

سگ پس از آرایش‌گاه، دم کوتاهی داشت.

bobtailed cats are known for their unique appearance.

گربه‌های دم‌کوتاه به خاطر ظاهر منحصر به فردشان شناخته شده‌اند.

she prefers bobtailed breeds for their playful nature.

او به دلیل طبیعت بازیگوششان، نژادهای دم‌کوتاه را ترجیح می‌دهد.

the bobtailed horse trotted gracefully across the field.

اسب دم‌کوتاه با ظرافت در سراسر زمین حرکت کرد.

he admired the bobtailed puppy at the pet store.

او توله سگ دم‌کوتاه را در مغازه حیوانات خانگی تحسین کرد.

bobtailed rabbits are often seen in children's books.

خرگوش‌های دم‌کوتاه اغلب در کتاب‌های کودکان دیده می‌شوند.

many people find bobtailed dogs to be adorable.

بسیاری از مردم سگ‌های دم‌کوتاه را دوست‌داشتنی می‌دانند.

the artist painted a scene with bobtailed animals.

هنرمند صحنه‌ای با حیوانات دم‌کوتاه نقاشی کرد.

bobtailed breeds have a distinctive charm.

نژادهای دم‌کوتاه جذابیت خاصی دارند.

he trained his bobtailed dog to fetch the ball.

او سگ دم‌کوتاه خود را برای آوردن توپ آموزش داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید