stumpy-tailed

[ایالات متحده]/[ˈstʌmpiːˌteɪld]/
[بریتانیا]/[ˈstʌmpiːˌteɪld]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای دم کوتاه و ضخیم؛ شبیه به دم کوتاه در شکل یا ظاهر.

عبارات و ترکیب‌ها

stumpy-tailed dog

سگ دم کوتاه

a stumpy-tailed fox

یک گرگ دم کوتاه

seeing stumpy-tailed

دیدن دم کوتاه

stumpy-tailed breed

نژاد دم کوتاه

the stumpy-tailed

دم کوتاه

stumpy-tailed monkeys

میمون‌های دم کوتاه

very stumpy-tailed

خیلی دم کوتاه

جملات نمونه

the stumpy-tailed dog wagged its tail excitedly.

سگ دم کوتاه با دم خوشحالشان لرزاند.

we saw a stumpy-tailed monkey swinging through the trees.

ما یک مار میمون دم کوتاه را درختان را لرزاندند دیدیم.

the farmer admired the stumpy-tailed sheep in his flock.

کشاورز گوسفند دم کوتاه در گله اش را دوست داشت.

the children giggled at the stumpy-tailed rabbit hopping by.

کودکان به خرگوش دم کوتاه که از کنار می‌گذشت خنده‌اند.

the artist sketched a portrait of a stumpy-tailed fox.

هنرمند یک پورتره از یک گربه دم کوتاه رسم کرد.

the stumpy-tailed breed is quite unique and popular.

نژاد دم کوتاه بسیار منحصر به فرد و محبوب است.

he pointed out the stumpy-tailed calf in the pasture.

او گوساله دم کوتاه در مراتع را نشان داد.

the stumpy-tailed kitten chased a ball of yarn.

کیت دم کوتاه توپ نخ را تعقیب کرد.

the old photograph showed a stumpy-tailed terrier.

عکس قدیمی یک گله گوشتی دم کوتاه را نشان داد.

the stumpy-tailed breed often has a playful personality.

نژاد دم کوتاه اغلب شخصیت بازیگوش دارد.

a stumpy-tailed raccoon rummaged through the garbage.

یک باران دم کوتاه در زباله‌ها دست‌کم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید