boccies

[ایالات متحده]/ˈbɒksiːz/
[بریتانیا]/ˈbɑːkiz/

ترجمه

n. بازی‌ای که در فضای باز انجام می‌شود و بازیکنان توپ‌ها را با استفاده از چماق به سمت هدف پرتاب می‌کنند.; اصطلاح غیررسمی برای بولینگ.

جملات نمونه

he bought a new pair of boccies for the party.

او یک جفت جدید بوکی برای مهمانی خرید.

she loves to wear her boccies when she goes jogging.

او عاشق پوشیدن بوکی هایش وقتی دویدن می رود است.

these boccies are really comfortable for everyday wear.

این بوکی ها برای پوشیدن روزمره واقعا راحت هستند.

he prefers boccies over traditional sneakers.

او ترجیح می دهد بوکی ها را نسبت به کفش های ورزشی سنتی.

she showed off her colorful boccies at the event.

او بوکی های رنگارنگش را در رویداد به نمایش گذاشت.

my friend recommended these boccies for hiking.

دوست من این بوکی ها را برای پیاده روی توصیه کرد.

he always keeps his boccies clean and polished.

او همیشه بوکی هایش را تمیز و براق نگه می دارد.

these boccies are perfect for a casual day out.

این بوکی ها برای یک گردشگاه غیررسمی عالی هستند.

she has a collection of boccies in different colors.

او مجموعه ای از بوکی ها با رنگ های مختلف دارد.

he likes to match his outfit with his boccies.

او دوست دارد لباسش را با بوکی هایش هماهنگ کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید