wear a bodysuit
پوشیدن لباس بدنساز
a stylish bodysuit
لباس بدنساز شیک
bodysuit as outerwear
لباس بدنساز به عنوان پوشش بیرونی
a white bodysuit
لباس بدنساز سفید
bodysuit and leggings
لباس بدنساز و لنگ
a long-sleeved bodysuit
لباس بدنساز آستین بلند
silk bodysuit
لباس بدنساز ابریشمی
one-piece bodysuit
لباس بدنساز یک تکه
she wore a stylish bodysuit to the party.
او یک لباس بدنساز یکدست شیک به مهمانی پوشید.
the dancer performed in a colorful bodysuit.
رقصنده با یک لباس بدنساز رنگارنگ اجرا کرد.
he bought a new bodysuit for the fitness competition.
او یک لباس بدنساز جدید برای مسابقه تناسب اندام خرید.
bodysuits are popular in both casual and athletic wear.
لباسهای بدنساز یکدست در هر دو لباس غیررسمی و ورزشی محبوب هستند.
the bodysuit hugs her curves perfectly.
لباس بدنساز به طور کامل منحنیهای او را در آغوش میگیرد.
they designed a bodysuit for extreme sports.
آنها یک لباس بدنساز برای ورزشهای شدید طراحی کردند.
she felt confident in her new bodysuit.
او در لباس بدنساز جدیدش احساس اعتماد به نفس کرد.
he prefers wearing a bodysuit under his costume.
او ترجیح میدهد زیر لباسش یک لباس بدنساز بپوشد.
bodysuits can be paired with skirts or pants.
میتوان لباسهای بدنساز یکدست را با دامن یا شلوار ست کرد.
she accessorized her bodysuit with a bold necklace.
او لباس بدنساز خود را با یک گردنبند جسورانه تزئین کرد.
wear a bodysuit
پوشیدن لباس بدنساز
a stylish bodysuit
لباس بدنساز شیک
bodysuit as outerwear
لباس بدنساز به عنوان پوشش بیرونی
a white bodysuit
لباس بدنساز سفید
bodysuit and leggings
لباس بدنساز و لنگ
a long-sleeved bodysuit
لباس بدنساز آستین بلند
silk bodysuit
لباس بدنساز ابریشمی
one-piece bodysuit
لباس بدنساز یک تکه
she wore a stylish bodysuit to the party.
او یک لباس بدنساز یکدست شیک به مهمانی پوشید.
the dancer performed in a colorful bodysuit.
رقصنده با یک لباس بدنساز رنگارنگ اجرا کرد.
he bought a new bodysuit for the fitness competition.
او یک لباس بدنساز جدید برای مسابقه تناسب اندام خرید.
bodysuits are popular in both casual and athletic wear.
لباسهای بدنساز یکدست در هر دو لباس غیررسمی و ورزشی محبوب هستند.
the bodysuit hugs her curves perfectly.
لباس بدنساز به طور کامل منحنیهای او را در آغوش میگیرد.
they designed a bodysuit for extreme sports.
آنها یک لباس بدنساز برای ورزشهای شدید طراحی کردند.
she felt confident in her new bodysuit.
او در لباس بدنساز جدیدش احساس اعتماد به نفس کرد.
he prefers wearing a bodysuit under his costume.
او ترجیح میدهد زیر لباسش یک لباس بدنساز بپوشد.
bodysuits can be paired with skirts or pants.
میتوان لباسهای بدنساز یکدست را با دامن یا شلوار ست کرد.
she accessorized her bodysuit with a bold necklace.
او لباس بدنساز خود را با یک گردنبند جسورانه تزئین کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید