bodysuits

[ایالات متحده]/ˈbɒdɪˌsuːt/
[بریتانیا]/ˈbɑːdəˌswiːt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک پوشاک یک تکه که تمام بدن را می‌پوشاند و معمولاً برای فعالیت‌های ورزشی یا به عنوان لایه پایه پوشیده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

wear a bodysuit

پوشیدن لباس بدنساز

a stylish bodysuit

لباس بدنساز شیک

bodysuit as outerwear

لباس بدنساز به عنوان پوشش بیرونی

a white bodysuit

لباس بدنساز سفید

bodysuit and leggings

لباس بدنساز و لنگ

a long-sleeved bodysuit

لباس بدنساز آستین بلند

silk bodysuit

لباس بدنساز ابریشمی

one-piece bodysuit

لباس بدنساز یک تکه

جملات نمونه

she wore a stylish bodysuit to the party.

او یک لباس بدنساز یکدست شیک به مهمانی پوشید.

the dancer performed in a colorful bodysuit.

رقصنده با یک لباس بدنساز رنگارنگ اجرا کرد.

he bought a new bodysuit for the fitness competition.

او یک لباس بدنساز جدید برای مسابقه تناسب اندام خرید.

bodysuits are popular in both casual and athletic wear.

لباس‌های بدنساز یکدست در هر دو لباس غیررسمی و ورزشی محبوب هستند.

the bodysuit hugs her curves perfectly.

لباس بدنساز به طور کامل منحنی‌های او را در آغوش می‌گیرد.

they designed a bodysuit for extreme sports.

آنها یک لباس بدنساز برای ورزش‌های شدید طراحی کردند.

she felt confident in her new bodysuit.

او در لباس بدنساز جدیدش احساس اعتماد به نفس کرد.

he prefers wearing a bodysuit under his costume.

او ترجیح می‌دهد زیر لباسش یک لباس بدنساز بپوشد.

bodysuits can be paired with skirts or pants.

می‌توان لباس‌های بدنساز یکدست را با دامن یا شلوار ست کرد.

she accessorized her bodysuit with a bold necklace.

او لباس بدنساز خود را با یک گردنبند جسورانه تزئین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید