bolo

[ایالات متحده]/bəˈloʊ/
[بریتانیا]/buh-LOH/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک کچل بزرگ، معمولاً برای قطع درختان یا گیاهان استفاده می‌شود.; یک چاقوی بزرگ که توسط فیلیپینی‌ها و پرسنل نظامی ایالات متحده برای قطع درختان یا گیاهان استفاده می‌شود.
Word Forms
جمعboloes

عبارات و ترکیب‌ها

bolo tie

کروات

bolo shirt

پیراهن

bolo bun

گوشت

bolo cake

کیک

bolo house

خانه

bolo clock

ساعت

bolo bag

کیف

bolo book

کتاب

bolo game

بازی

bolo story

داستان

جملات نمونه

he decided to bolo his friends about the surprise party.

او تصمیم گرفت دوستانش را در مورد مهمانی غافلگیری مطلع کند.

she always likes to bolo her ideas during meetings.

او همیشه دوست دارد ایده‌های خود را در جلسات مطرح کند.

can you bolo me the details of the project?

آیا می توانید جزئیات پروژه را با من در میان بگذارید؟

they need to bolo the new policy to all employees.

آنها باید سیاست جدید را به اطلاع همه کارمندان برسانند.

it's important to bolo your concerns with the team.

مهم است که نگرانی های خود را با تیم در میان بگذارید.

he forgot to bolo his parents about the trip.

او فراموش کرد که والدینش را از سفر مطلع کند.

make sure to bolo the changes to the schedule.

مطمئن شوید تغییرات برنامه را به اطلاع برسانید.

she always wants to bolo the latest news first.

او همیشه می خواهد ابتدا اخبار جدید را در میان بگذارد.

we should bolo our findings at the conference.

ما باید یافته های خود را در کنفرانس ارائه دهیم.

he is known to bolo his experiences with newcomers.

او به خاطر به اشتراک گذاشتن تجربیاتش با افراد جدید شناخته شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید