bread

[ایالات متحده]/bred/
[بریتانیا]/brɛd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی غذا که از آرد، آب و معمولاً مخمر تهیه می‌شود، که با هم مخلوط شده و پخته می‌شود.;وسیله‌ای برای کسب درآمد.

عبارات و ترکیب‌ها

loaf of bread

نان

sandwich bread

نان ساندویچ

whole wheat bread

نان گندم کامل

toast bread

نان تست

rye bread

نان جو

sourdough bread

نان خمیر اسیدی

gluten-free bread

نان بدون گلوتن

artisan bread

نان دست‌ساز

pita bread

نان پیتا

steamed bread

نان بخارپز

bread and butter

نان و کره

daily bread

نان روزانه

white bread

نان سفید

slice of bread

قطعه نان

bread and milk

نان و شیر

bread and wine

نان و شراب

bread and cheese

نان و پنیر

bread flour

آرد نان

bake bread

پختن نان

french bread

نان فرانسوی

brown bread

نان قهوه ای

dry bread

نان خشک

sliced bread

نان برش خورده

garlic bread

نان سیر

break bread

شکستن نان

bread maker

دستگاه تهیه نان

جملات نمونه

a slab of bread and cheese.

یک تکه نان و پنیر

a twine of bread dough.

یک رشته خمیر نان

The crust of the bread is burnt.

پوست نان سوخته است.

they bake their own bread and cakes.

آنها نان و کیک خود را می پزند.

only dry bread and water.

فقط نان خشک و آب.

bread spread thick with butter.

نان که به مقدار زیاد با کره مالزده شده است.

bread crisping in the oven

نان که در فر در حال ترد شدن است

This bread toasts well.

این نان خوب تست می شود.

Bread is chiefly made of flour.

نان عمدتاً از آرد تهیه می شود.

She spread the bread with butter.

او نان را با کره مالید.

This bread's fresh from the oven.

این نان تازه از فر خارج شده است.

The bread toasts well.

نان خوب تست می شود.

spread butter on bread (=spread bread with butter)

کره را روی نان بمالید (=نان را با کره بمالید)

نمونه‌های واقعی

When we get our bread at the bakery, it is most minimally processed bread.

وقتی نان را از نانوایی می‌گیریم، بیشتر نان فرآوری نشده است.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

This sort of analysis is the bread and butter of linguistics.

این نوع تحلیل، اساس و بنیان زبان‌شناسی است.

منبع: The Economist - Technology

He gives them bread and grass to eat.

او به آنها نان و علف برای خوردن می‌دهد.

منبع: American Original Language Arts Volume 1

I can't see any bread on the ground.

من نمی‌توانم هیچ نانی روی زمین ببینم.

منبع: New Target Junior High School English Grade Eight (Second Semester)

Stale bread? Surely you mean bread for dipping into the soup?

نان کهنه؟ مطمئناً شما به نانی برای غوطه‌ور کردن در سوپ اشاره می‌کنید؟

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

'I'm smelling freshly baked bread, ' she said.

'من بوی نان تازه پخته را حس می‌کنم،' او گفت.

منبع: Idol speaks English fluently.

Dad, did you put some bread inside?

بابا، آیا مقداری نان داخلش گذاشتی؟

منبع: Blue little koala

We buy in our daily bread nowadays.

ما امروزه نان روزانه خود را می‌خریم.

منبع: Victoria Kitchen

Egyptians use cheap bread as animal feed.

مصری‌ها از نان ارزان قیمت به عنوان خوراک حیوانات استفاده می‌کنند.

منبع: The Economist - International

Not really, maybe we can just order some bread.

واقعاً نه، شاید بتوانیم فقط کمی نان سفارش دهیم.

منبع: Intermediate Daily Conversation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید