bolshevize

[ایالات متحده]/bɒlˈʃɛvɪˌzaɪz/
[بریتانیا]/bɒlˈʃɛvəˌvaɪz/

ترجمه

vبرای تبدیل چیزی به بلشویکی یا کمونیستی.

عبارات و ترکیب‌ها

bolshevize the system

بولشوایز کردن سیستم

bolshevized ideology

ایدئولوژی بولشوایز شده

a bolshevized government

یک دولت بولشوایز شده

جملات نمونه

the government aimed to bolshevize the economy to promote equality.

دولت قصد داشت تا اقتصاد را بلشوويزه کند تا برابری را ترویج دهد.

many feared that the movement would bolshevize the entire country.

بسیاری از مردم از این می‌ترسیدند که جنبش کل کشور را بلشوويزه کند.

activists wanted to bolshevize society to eradicate class differences.

فعالين می‌خواستند جامعه را بلشوويزه کنند تا تفاوت‌های طبقاتی را از بین ببرند.

some intellectuals supported the idea to bolshevize education.

برخی از روشنفکران از ایده بلشوويزه کردن آموزش حمایت می‌کردند.

the party's goal was to bolshevize the political landscape.

هدف حزب بلشوويزه کردن چشم‌انداز سیاسی بود.

they believed they could bolshevize the workforce for better rights.

آنها معتقد بودند که می‌توانند نیروی کار را بلشوويزه کنند تا حقوق بهتری داشته باشند.

efforts to bolshevize the media were met with resistance.

تلاش‌ها برای بلشوويزه کردن رسانه‌ها با مقاومت روبرو شد.

to bolshevize the culture, they promoted revolutionary art.

برای بلشوويزه کردن فرهنگ، آنها هنر انقلابی را ترویج کردند.

some leaders wanted to bolshevize the military for ideological unity.

برخی از رهبران می‌خواستند ارتش را برای وحدت ایدئولوژیک بلشوويزه کنند.

they planned to bolshevize the community to foster solidarity.

آنها برنامه‌ریزی کردند تا جامعه را بلشوويزه کنند تا همبستگی را تقویت کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید