bombardier

[ایالات متحده]/bɒmˈbɑːrdiər/
[بریتانیا]/ˌbɒmˈbærdiər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که یک هواپیمای بمب‌افکن یا قطعه‌ای از توپخانه را اداره می‌کند.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

bombardier jet

جت بمباردیه

bombardier aircraft

هواپیمای بمباردیه

bombardier business jet

جت تجاری بمباردیه

bombardier global express

بمباردیه گلوبال اکسپرس

bombardier challenger

چالشگر بمباردیه

bombardier crj series

سری CRJ بمباردیه

bombardier train

قطار بمباردیه

bombardier snowmobile

اسکوترهای برفی بمباردیه

bombardier aerospace

هوافضای بمباردیه

جملات نمونه

the bombardier dropped the payload accurately.

خلبان بمب‌افکن محموله را به طور دقیق رها کرد.

he works as a bombardier in the air force.

او به عنوان خلبان بمب‌افکن در نیروی هوایی کار می‌کند.

during the mission, the bombardier faced many challenges.

در طول ماموریت، خلبان بمب‌افکن با چالش‌های زیادی روبرو شد.

the bombardier's role is crucial in aerial operations.

نقش خلبان بمب‌افکن در عملیات هوایی بسیار مهم است.

training for a bombardier requires precision and skill.

آموزش برای یک خلبان بمب‌افکن نیاز به دقت و مهارت دارد.

the bombardier coordinated with the pilot for the attack.

خلبان بمب‌افکن برای حمله با خلبان هماهنگ کرد.

in the war, the bombardier was a key position.

در جنگ، خلبان بمب‌افکن یک موقعیت کلیدی بود.

the bombardier had to calculate the drop altitude.

خلبان بمب‌افکن باید ارتفاع رهاسازی را محاسبه می‌کرد.

he admired the skills of the experienced bombardier.

او از مهارت‌های خلبان بمب‌افکن با تجربه تحسین می‌کرد.

the bombardier's decision was critical during the mission.

تصمیم خلبان بمب‌افکن در طول ماموریت بسیار مهم بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید