bombardon

[ایالات متحده]/bɒmˈbɑːrdən/
[بریتانیا]/bomˈbɑːrdən/

ترجمه

n. ساز برنجی با صدای عمیق که دارای یک نی پایین، بلوز و توبا بیس است.; نوعی توبا بیس.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

bombardon a target

هدف قرار دادن بمباردون

a bombardon attack

حمله بمباردون

the bombardon roared

بمباردون غرش کرد

a heavy bombardon

یک بمباردون سنگین

جملات نمونه

the bombardon adds depth to the orchestra's sound.

بومباردون عمق را به صدای ارکستر اضافه می‌کند.

he played the bombardon beautifully during the concert.

او بومباردون را به زیبایی در طول کنسرت اجرا کرد.

learning to play the bombardon takes dedication.

یادگیری نواختن بومباردون نیاز به تعهد دارد.

the bombardon is often used in brass bands.

بومباردون اغلب در گروه‌های برنج استفاده می‌شود.

she enjoys the rich tones of the bombardon.

او از رنگ‌های غنی بومباردون لذت می‌برد.

he is the principal bombardon player in the symphony.

او نوازنده اصلی بومباردون در سمفونی است.

they are looking for a new bombardon for the band.

آنها به دنبال یک بومباردون جدید برای گروه هستند.

the bombardon requires careful tuning before playing.

بومباردون قبل از نواختن نیاز به تنظیم دقیق دارد.

he practices the bombardon every day to improve.

او هر روز برای بهبود عملکرد، بومباردون تمرین می‌کند.

the sound of the bombardon resonated through the hall.

صدای بومباردون در سالن طنین انداز شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید