bonbon

[ایالات متحده]/bɒnbɒn/
[بریتانیا]/boh-bon/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک شیرینی کوچک و شیرین که با یک مرکز نرم پر شده است.; نوعی آبنبات فرانسوی.; یک تکه آبنبات سخت.

عبارات و ترکیب‌ها

bonbon shop

فروشگاه شکلات

chocolate bonbon

شکلات با طعم شکلات

assorted bonbons

آجیل‌های متنوع

fancy bonbons

شکلات‌های مجلل

bonbons and chocolates

شکلات و شیرینی

a sweet bonbon

یک شیرینی خوشمزه

pink bonbons

شکلات‌های صورتی

جملات نمونه

i bought a box of bonbons for the party.

من یک جعبه شیرینی برای مهمانی خریدم.

she offered me a delicious bonbon.

او یک شیرینی خوشمزه به من پیشنهاد داد.

bonbons are my favorite treat during holidays.

شیرینی‌ها مورد علاقه من در تعطیلات هستند.

he likes to collect different flavors of bonbons.

او دوست دارد طعم‌های مختلف شیرینی‌ها را جمع‌آوری کند.

the bonbon shop has a variety of sweets.

فروشگاه شیرینی دارای انواع مختلف شیرینی است.

we enjoyed making homemade bonbons together.

ما از درست کردن شیرینی‌های خانگی با هم لذت بردیم.

she wrapped the bonbons in colorful paper.

او شیرینی‌ها را در کاغذهای رنگارنگ بست.

bonbons are perfect gifts for special occasions.

شیرینی‌ها هدیه‌های مناسب برای مناسبت‌های خاص هستند.

he savored each bonbon slowly.

او هر شیرینی را به آرامی مزه کرد.

they always have bonbons on their dessert menu.

آنها همیشه شیرینی در منوی دسر خود دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید