bonefish

[ایالات متحده]/ˈbəʊnˌfɪʃ/
[بریتانیا]/ˈboʊnˌfɪʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ماهی آب‌نمکی از جنس Albula، که به خاطر فلس‌های نقره‌ای‌اش شناخته می‌شود و در آب‌های گرم و کم‌عمق زندگی می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

bonefish fishing

ماهیگیری با تیغ ماهی

a bonefish dinner

یک شام ماهی تیغ

catch a bonefish

گرفتن یک ماهی تیغ

bonefish guide

راهنمای ماهی تیغ

bonefish habitat

زیستگاه ماهی تیغ

the bonefish leap

پرش ماهی تیغ

bonefish season

فصل ماهی تیغ

target bonefish

ماهی تیغ هدف

bonefish fly fishing

ماهیگیری با پروانه ماهی تیغ

جملات نمونه

bonefish are known for their speed and agility.

ماهی‌های بونفیش به خاطر سرعت و چابکی‌شان شناخته می‌شوند.

many anglers consider bonefish a prized catch.

بسیاری از ماهیگیران ماهی بونفیش را صید ارزشمندی می‌دانند.

bonefish can be found in shallow coastal waters.

ماهی‌های بونفیش را می‌توان در آب‌های ساحلی کم‌عمق یافت.

fishing for bonefish requires special techniques.

ماهیگیری برای بونفیش به تکنیک‌های خاصی نیاز دارد.

bonefish are often caught using fly fishing gear.

ماهی‌های بونفیش اغلب با استفاده از وسایل ماهیگیری با پروانه صید می‌شوند.

many people travel to tropical destinations to fish for bonefish.

بسیاری از مردم برای ماهیگیری بونفیش به مقاصد استوایی سفر می‌کنند.

bonefish are highly sought after by sport fishermen.

ماهی‌های بونفیش به شدت مورد نظر ماهیگیران ورزشی هستند.

understanding bonefish behavior is crucial for successful fishing.

درک رفتار ماهی بونفیش برای ماهیگیری موفق بسیار مهم است.

bonefish have a unique feeding habit that can be challenging to master.

ماهی‌های بونفیش عادت غذایی منحصر به فردی دارند که تسلط بر آن می‌تواند چالش‌برانگیز باشد.

watching bonefish swim is a beautiful sight.

تماشای شنا کردن ماهی بونفیش یک منظره زیبا است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید