boneset

[ایالات متحده]/bəʊnˈsɛt/
[بریتانیا]/boʊnˈsɛt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گیاهی از جنس Eupatorium، به ویژه E. perfoliatum؛ همچنین به عنوان Thoroughwort شناخته می‌شود؛ نوعی ارکیده.
Word Forms
جمعbonesets

عبارات و ترکیب‌ها

boneset one's teeth

درست کردن دندان‌ها

boneset the body

درست کردن بدن

boneset a record

ثبت یک رکورد

boneset the scene

صحنه را تنظیم کردن

جملات نمونه

he brewed a tea with boneset to relieve his cold symptoms.

او چای با بونسِت درست کرد تا علائم سرماخوردگی خود را تسکین دهد.

boneset is commonly used in herbal medicine for its anti-inflammatory properties.

بونسِت به طور معمول در طب گیاهی به دلیل خواص ضد التهابی آن استفاده می شود.

many people grow boneset in their gardens for its medicinal benefits.

بسیاری از مردم بونسِت را در باغ های خود برای خواص دارویی آن پرورش می دهند.

she learned about the benefits of boneset from her grandmother.

او از مادربزرگش در مورد فواید بونسِت یاد گرفت.

boneset can be found in wetlands and along riverbanks.

بونسِت را می توان در مناطق مرطوب و در امتداد بستر رودخانه یافت.

he recommended boneset for anyone suffering from fevers.

او بونسِت را به هر کسی که از تب رنج می برد توصیه کرد.

in traditional medicine, boneset is valued for its ability to induce sweating.

در طب سنتی، بونسِت به دلیل توانایی آن در ایجاد تعریق مورد توجه است.

she added boneset to her herbal remedy collection.

او بونسِت را به مجموعه درمان گیاهی خود اضافه کرد.

using boneset can help speed up recovery from respiratory illnesses.

استفاده از بونسِت می تواند به تسریع بهبودی از بیماری های تنفسی کمک کند.

he was surprised to learn that boneset has a long history of use.

او از این که بونسِت سابقه طولانی استفاده دارد تعجب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید