bonitoes

[ایالات متحده]/bəˈnɪtoʊz/
[بریتانیا]/buh-NYE-tohz/

ترجمه

n.ماهی از جنس Sarda، مرتبط با تن

جملات نمونه

bonitoes are often used in sushi dishes.

ماهی بارکوتیا اغلب در غذاهای سوشی استفاده می‌شوند.

we caught several bonitoes during our fishing trip.

ما در طول سفر ماهیگیری خود چندین ماهی بارکوتیا صید کردیم.

bonitoes have a rich flavor that many people enjoy.

ماهی بارکوتیا طعم غنی ای دارند که بسیاری از مردم از آن لذت می برند.

in some cultures, bonitoes are considered a delicacy.

در برخی فرهنگ‌ها، ماهی بارکوتیا به عنوان یک غذای خاص در نظر گرفته می‌شود.

bonitoes can be grilled or smoked for added flavor.

می‌توان ماهی بارکوتیا را گریل یا دود کرد تا طعم آن بیشتر شود.

many chefs prefer bonitoes for their culinary versatility.

بسیاری از سرآشپزها ماهی بارکوتیا را به دلیل تطبیق پذیری آشپزی ترجیح می دهند.

bonitoes are rich in omega-3 fatty acids.

ماهی بارکوتیا سرشار از اسیدهای چرب امگا 3 است.

we learned how to fillet bonitoes at the cooking class.

ما یاد گرفتیم که چگونه ماهی بارکوتیا را در کلاس آشپزی تکه تکه کنیم.

bonitoes are often served with soy sauce.

ماهی بارکوتیا اغلب با سس سویا سرو می شود.

fishing for bonitoes requires specific techniques.

ماهیگیری برای ماهی بارکوتیا نیاز به تکنیک های خاص دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید