bonnier

[ایالات متحده]/ˈbɒnɪər/
[بریتانیا]/ˈbɑːniər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. جذاب‌تر; زیباتر، به‌ویژه به‌طرز سالم و شاداب (به‌ویژه در اسکاتلند و شمال انگلیس استفاده می‌شود).

جملات نمونه

the bonnier the landscape, the more tourists it attracts.

هرچه منظره دلپذیرتر باشد، گردشگران بیشتری را به خود جذب می‌کند.

she wore a bonnier dress to the party.

او یک لباس دلپذیرتر به مهمانی پوشید.

his bonnier personality makes him popular among friends.

شخصیت دلپذیرتر او باعث محبوبیتش در بین دوستان می‌شود.

the bonnier the cake, the more everyone enjoys it.

هرچه کیک دلپذیرتر باشد، همه بیشتر از آن لذت می‌برند.

we found a bonnier route for our road trip.

ما یک مسیر دلپذیرتر برای سفر جاده‌ای خود پیدا کردیم.

her bonnier smile lit up the room.

لبخند دلپذیرتر او اتاق را روشن کرد.

the bonnier the flowers, the more they brighten the garden.

هرچه گل‌ها دلپذیرتر باشند، بیشتر حیاط را روشن می‌کنند.

he always chooses the bonnier options when shopping.

او همیشه هنگام خرید، گزینه‌های دلپذیرتر را انتخاب می‌کند.

her bonnier ideas impressed the committee.

ایده‌های دلپذیرتر او کمیته را تحت تاثیر قرار داد.

the bonnier the music, the more people dance.

هرچه موسیقی دلپذیرتر باشد، مردم بیشتر می‌رقصند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید