appealing

[ایالات متحده]/əˈpiːlɪŋ/
[بریتانیا]/əˈpiːlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دلربا; جذاب; خواهش‌آمیز

عبارات و ترکیب‌ها

appealing design

طراحی جذاب

جملات نمونه

an appealing manner; an appealing idea.

یک روش جذاب؛ یک ایده جذاب.

police are appealing for information about the incident.

پلیس به دنبال اطلاعات در مورد حادثه است.

The government is appealing to everyone to save water.

دولت از همه می‌خواهد که آب را حفظ کنند.

police are appealing for witnesses to the accident.

پلیس به دنبال شهادت در مورد تصادف است.

There are no legal impediments to their appealing against the decision.

هیچ مانع قانونی برای اعتراض آنها به تصمیم وجود ندارد.

The government is appealing to the silent majority to support its foreign policy.

دولت از اکثریت خاموش می‌خواهد از سیاست خارجی خود حمایت کنند.

We advocate solving international dispute by negotiation, instead of appealing to arms.

ما از حل اختلافات بین‌المللی از طریق مذاکره، به جای توسل به زور، حمایت می‌کنیم.

In appealing the case again, you will just be kicking against the pricks.

با اعتراض مجدد به پرونده، فقط در حال لگد زدن به شرف هستید.

I find his manner very appealing.

من رفتار او را بسیار جذاب می‌دانم.

The large salary made their offer even more appealing to him.

حقوق بالا پیشنهاد آنها را برای او حتی جذاب تر کرد.

He went over the heads of union officials, appealing directly to the workforce.

او از سر مسئولان اتحادیه گذشت و مستقیماً به نیروی کار درخواست کرد.

notices appealing for help were fly-posted around Colchester.

آگهی‌هایی که به دنبال کمک بودند، به صورت غیرقانونی در اطراف کلچستر نصب شده بودند.

the work showed a deliberate disregard of the more sensuous and immediately appealing aspects of painting.

این کار نشان دهنده بی‌توجهی عمدی به جنبه‌های حسی و جذاب نقاشی بود.

Economic and administrative arbitrative appeals which are thought to be wrong shall be appealing to court.

شکایات داوری اقتصادی و اداری که نادرست تلقی می‌شوند باید به دادگاه ارائه شوند.

By appealing to his better nature, we persuaded him to change his mind.

با توسل به طبیعت بهتر او، متقاعدش کردیم نظرش را تغییر دهد.

Lawyerly skills—marshalling evidence, appealing to juries, command of procedure—transfer well to the political stage.

مهارت‌های وکالت - جمع‌آوری شواهد، توسل به هیئت منصفه، تسلط بر رویه - به خوبی به عرصه سیاسی منتقل می‌شوند.

A typewriter is also appealing in its transparency — whack a key, and watch the typebar smack a letter onto a piece of paper.

یک ماشین تحریر نیز به دلیل شفافیتش جذاب است - یک کلید را فشار دهید و تماشا کنید که میله تایپ یک حرف را روی یک تکه کاغذ می‌کوبد.

The clerks and ryots, however, seemed duly impressed, and likewise envious, as though deploring their parents' omission to endow them with so splendid a means of appealing to the Zamindar.

با این حال، کارمندان و رعیت‌ها به نظر می‌رسید که به درستی تحت تأثیر قرار گرفته‌اند و به همین ترتیب حسود هستند، انگار که از غفلت والدین خود در اهدای چنین وسیله‌ای برای توسل به زامindar ابراز ناراحتی می‌کنند.

A programming strategy in which a station or network schedules material appealing to an audience other than the competition. Independents often counterprogram local news with entertainment.

یک استراتژی برنامه‌نویسی که در آن یک ایستگاه یا شبکه برنامه‌هایی را برای مخاطبانی غیر از رقبا زمان‌بندی می‌کند. مستقل‌ها اغلب برای مقابله با اخبار محلی، سرگرمی را زمان‌بندی می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید