| شکل سوم شخص مفرد | bookstalls |
| جمع | bookstalls |
She will never come into the bookstall again.
او دیگر هرگز وارد کتابفروشی نخواهد شد.
As I was looking through some books on a secondhand bookstall, I dropped on just what I wanted.
همینطور که در حال ورق زدن برخی کتابها در یک کتابفروشی دست دوم بودم، دقیقاً همان چیزی که میخواستم را پیدا کردم.
I love browsing through the bookstalls at the flea market.
من عاشق گشت و گذار در کتابفروشیهای بازار دست دوم هستم.
The bookstall owner was friendly and helpful.
صاحب کتابفروشی دوستانه و کمک کننده بود.
She found a rare first edition book at the bookstall.
او یک کتاب نفیس با جلد اول کمیاب در کتابفروشی پیدا کرد.
The bookstall was filled with old and new books.
کتابفروشی پر از کتابهای قدیمی و جدید بود.
I always stop by the bookstall on my way home from work.
من همیشه در مسیر بازگشت از سر کار به کتابفروشی سر میزنم.
The bookstall at the train station has a good selection of magazines.
کتابفروشی ایستگاه قطار مجموعه خوبی از مجلات دارد.
The bookstall is a popular spot for book lovers to gather.
کتابفروشی یک مکان محبوب برای دورهمی کتابدوستان است.
The bookstall sells a variety of genres, from fiction to non-fiction.
کتابفروشی انواع مختلف ژانرها را از داستانهای خیالی تا غیرداستانی میفروشد.
Many tourists enjoy exploring the local bookstalls in the city.
بسیاری از گردشگران از گشت و گذار در کتابفروشیهای محلی در شهر لذت میبرند.
The bookstall is a treasure trove for book collectors and enthusiasts.
کتابفروشی گنجینهای برای کلکسیونرها و علاقهمندان کتاب است.
She will never come into the bookstall again.
او دیگر هرگز وارد کتابفروشی نخواهد شد.
As I was looking through some books on a secondhand bookstall, I dropped on just what I wanted.
همینطور که در حال ورق زدن برخی کتابها در یک کتابفروشی دست دوم بودم، دقیقاً همان چیزی که میخواستم را پیدا کردم.
I love browsing through the bookstalls at the flea market.
من عاشق گشت و گذار در کتابفروشیهای بازار دست دوم هستم.
The bookstall owner was friendly and helpful.
صاحب کتابفروشی دوستانه و کمک کننده بود.
She found a rare first edition book at the bookstall.
او یک کتاب نفیس با جلد اول کمیاب در کتابفروشی پیدا کرد.
The bookstall was filled with old and new books.
کتابفروشی پر از کتابهای قدیمی و جدید بود.
I always stop by the bookstall on my way home from work.
من همیشه در مسیر بازگشت از سر کار به کتابفروشی سر میزنم.
The bookstall at the train station has a good selection of magazines.
کتابفروشی ایستگاه قطار مجموعه خوبی از مجلات دارد.
The bookstall is a popular spot for book lovers to gather.
کتابفروشی یک مکان محبوب برای دورهمی کتابدوستان است.
The bookstall sells a variety of genres, from fiction to non-fiction.
کتابفروشی انواع مختلف ژانرها را از داستانهای خیالی تا غیرداستانی میفروشد.
Many tourists enjoy exploring the local bookstalls in the city.
بسیاری از گردشگران از گشت و گذار در کتابفروشیهای محلی در شهر لذت میبرند.
The bookstall is a treasure trove for book collectors and enthusiasts.
کتابفروشی گنجینهای برای کلکسیونرها و علاقهمندان کتاب است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید