bootblack

[ایالات متحده]/ˈbuːtblæk/
[بریتانیا]/ˈbʊtblæk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که به عنوان شغل کفش‌ها را تمیز می‌کند.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

bootblack stand

پیاده‌روی سیاه‌کفش

the old bootblack

سیاه‌کفش پیر

become a bootblack

به یک سیاه‌کفش تبدیل شوید

call a bootblack

یک سیاه‌کفش را صدا کنید

tip the bootblack

به سیاه‌کفش انعام دهید

the bootblack's job

کار سیاه‌کفش

a traditional bootblack

سیاه‌کفش سنتی

the bootblack's shine

جلا (براق‌کردن) سیاه‌کفش

bootblack service

خدمات سیاه‌کفشی

a bootblack shop

فروشگاه سیاه‌کفش

جملات نمونه

the bootblack polished my shoes to a high shine.

کفاش کفشم را تا برق زیاد صیقل داد.

he used to work as a bootblack in the city.

او قبلاً به عنوان کفاش در شهر کار می‌کرد.

the bootblack offered his services near the train station.

کفاش خدمات خود را در نزدیکی ایستگاه قطار ارائه می‌داد.

many bootblacks have interesting stories to tell.

بسیاری از کفاش‌ها داستان‌های جالب برای گفتن دارند.

she tipped the bootblack generously for his work.

او به خاطر کارش به کفاش سخاوتمندانه انعام داد.

the bootblack's kit was filled with brushes and polish.

کیت کفاش پر از برس و صیقل بود.

bootblacks often work in busy areas to attract customers.

کفاش‌ها اغلب در مناطق شلوغ برای جذب مشتریان کار می‌کنند.

the bootblack had a loyal clientele.

کفاش مشتریان وفاداری داشت.

he learned the trade of bootblacking from his father.

او تجارت کفاشی را از پدرش یاد گرفت.

after a long day, the bootblack closed his stand.

بعد از یک روز طولانی، کفاش غرفه خود را بست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید