blacking

[ایالات متحده]/ˈblækɪŋ/
[بریتانیا]/ˈblækɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک پولیش سیاه برای کفش‌ها یا یک رنگ یا پوشش سیاه؛ عمل سیاه کردن چیزی با رنگ کردن یا پولیش کردن آن.

عبارات و ترکیب‌ها

blacking out

خاموش کردن

blacking up

رنگ سیاه کردن

blacking someone's eye

کبودی چشم

in blacking

در حال خاموش کردن

جملات نمونه

blacking out the windows can help keep the room cool.

ببند کردن پنجره‌ها می‌تواند به خنک نگه داشتن اتاق کمک کند.

the artist is known for blacking out parts of his paintings.

هنرمند به دلیل سیاه کردن قسمت‌هایی از نقاشی‌هایش شناخته شده است.

blacking the canvas before painting creates a unique effect.

سیاه کردن بوم قبل از نقاشی جلوه‌ای منحصر به فرد ایجاد می‌کند.

they are blacking out the lights for the performance.

آنها برای اجرا لامپ‌ها را خاموش می‌کنند.

blacking out sensitive information is crucial for security.

محو کردن اطلاعات حساس برای امنیت بسیار مهم است.

he was blacking out during the intense workout.

او در طول تمرین شدید از هوش می‌رفت.

blacking out the background makes the subject stand out.

سیاه کردن پس‌زمینه باعث می‌شود سوژه بیشتر خود را نشان دهد.

she felt like blacking out from exhaustion.

او احساس می‌کرد از فرط خستگی از هوش می‌رود.

blacking out the noise helped him concentrate.

خاموش کردن صدا به او کمک کرد تا متمرکز شود.

blacking out the sun with shades is a summer necessity.

استفاده از سایه‌بان برای جلوگیری از تابش نور خورشید یک ضرورت تابستانی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید