bootie

[ایالات متحده]/ˈbuːti/
[بریتانیا]/ˈbʊti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی چکمه کوتاه که معمولاً توسط زنان پوشیده می‌شود؛ یک کفش بافتنی یا قلاب بافی که اغلب برای نوزادان یا کودکان کوچک ساخته می‌شود.
Word Forms
جمعbooties

عبارات و ترکیب‌ها

baby booties

کفش‌های نوزاد

soccer bootie

جوراب‌پوش ورزشی

dance booties

جوراب‌های رقص

leather booties

جوراب‌های چرمی

winter booties

جوراب‌های زمستانی

bootie straps

بندهای جوراب‌پوش

tiny booties

جوراب‌های کوچک

red booties

جوراب‌های قرمز

جملات نمونه

she wore a cute bootie with her dress.

او یک چکمه‌ی ناز با لباسش پوشید.

these booties are perfect for the winter season.

این چکمه‌ها برای فصل زمستان عالی هستند.

he bought a new pair of booties for the baby.

او یک جفت چکمه‌ی جدید برای کودک خرید.

booties can keep your feet warm and stylish.

چکمه‌ها می‌توانند پاهای شما را گرم و شیک نگه دارند.

she loves to wear booties with her jeans.

او عاشق پوشیدن چکمه‌ها با جینش است.

these leather booties are very comfortable.

این چکمه‌های چرمی بسیار راحت هستند.

he slipped on his favorite booties before heading out.

او قبل از بیرون رفتن، چکمه‌های مورد علاقه‌اش را پوشید.

booties are a great choice for casual outings.

چکمه‌ها یک انتخاب عالی برای تفریح ​​غیررسمی هستند.

she paired her booties with a stylish coat.

او چکمه‌هایش را با یک کت شیک ست کرد.

these booties come in various colors and styles.

این چکمه‌ها در رنگ‌ها و طرح‌های مختلف عرضه می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید