borstals

[ایالات متحده]/ˈbɔːrstəlz/
[بریتانیا]/ˈbɔːrʃəl/

ترجمه

n. جمع borstal، مؤسسات در پادشاهی متحده برای مجرمان جوان در سنین 17 تا 21 سال که به جرم‌هایی محکوم شده‌اند.

جملات نمونه

many young offenders are sent to borstals for rehabilitation.

بسیاری از مجرمان جوان برای توان‌بخشی به بازدارستان‌ها فرستاده می‌شوند.

borstals aim to provide education and vocational training.

بازدارستان‌ها هدفشان ارائه آموزش و آموزش‌های فنی و حرفه‌ای است.

he spent two years in borstals before turning his life around.

او قبل از متحول کردن زندگی‌اش دو سال در بازدارستان‌ها گذراند.

borstals were established to reform troubled youth.

بازدارستان‌ها برای اصلاح جوانان مشکل‌دار تأسیس شدند.

some argue that borstals do not effectively reduce recidivism.

برخی استدلال می‌کنند که بازدارستان‌ها به طور مؤثر میزان بازگشت به جرم را کاهش نمی‌دهند.

rehabilitation programs in borstals often include counseling.

برنامه‌های توان‌بخشی در بازدارستان‌ها اغلب شامل مشاوره می‌شوند.

staff in borstals are trained to handle difficult behaviors.

کارمندان بازدارستان‌ها برای رسیدگی به رفتارهای دشوار آموزش می‌بینند.

life in borstals can be challenging for young inmates.

زندگی در بازدارستان‌ها می‌تواند برای زندانیان جوان چالش‌برانگیز باشد.

success rates of borstals vary depending on the program.

نرخ موفقیت بازدارستان‌ها بسته به برنامه متفاوت است.

visiting hours in borstals are strictly regulated.

ساعات ملاقات در بازدارستان‌ها به شدت تنظیم شده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید