bosque

[ایالات متحده]/bɒsk/
[بریتانیا]/bok/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جنگلی از درختان یا درختچه‌ها؛ یک منطقه جنگلی.

جملات نمونه

the bosque is home to many unique species.

بوسکه زیستگاه بسیاری از گونه‌های منحصر به فرد است.

we went for a hike in the lush bosque.

ما برای پیاده‌روی در بوسکه سرسبز رفتیم.

the bosque provides a perfect habitat for wildlife.

بوسکه یک زیستگاه عالی برای حیات وحش فراهم می‌کند.

walking through the bosque is a peaceful experience.

قدم زدن در بوسکه یک تجربه آرامش‌بخش است.

many artists find inspiration in the bosque.

بسیاری از هنرمندان الهام خود را در بوسکه می‌یابند.

the bosque is filled with the sounds of nature.

بوسکه با صدای طبیعت پر شده است.

birdwatching in the bosque can be very rewarding.

مشاهده پرندگان در بوسکه می‌تواند بسیار سودآور باشد.

we spotted a rare bird in the bosque yesterday.

ما دیروز یک پرنده کمیاب را در بوسکه دیدیم.

the bosque plays a crucial role in the ecosystem.

بوسکه نقش مهمی در اکوسیستم ایفا می‌کند.

exploring the bosque can lead to unexpected adventures.

کاوش در بوسکه می‌تواند منجر به ماجراهای غیرمنتظره شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید