botanizing

[ایالات متحده]/bɒtənaɪzɪŋ/
[بریتانیا]/boʊˈtænɪˌzɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل مطالعه یا جمع آوری گیاهان.; مشغول شدن به مطالعات گیاه شناسی یا کار میدانی.

عبارات و ترکیب‌ها

to go botanizing

برای رفتن به جمع آوری گیاهان

جملات نمونه

botanizing in the spring reveals a wealth of wildflowers.

در فصل بهار، گیاه‌شناسی‌گری نشان‌دهندهٔ گنجینه‌ای از گل‌های وحشی است.

she enjoys botanizing in the local parks every weekend.

او از گیاه‌شناسی‌گری در پارک‌های محلی هر آخر هفته لذت می‌برد.

botanizing helps to deepen our understanding of plant ecology.

گیاه‌شناسی‌گری به تعمیق درک ما از اکولوژی گیاهان کمک می‌کند.

he took a course on botanizing to learn more about local flora.

او برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد گیاهان محلی در یک دوره گیاه‌شناسی‌گری شرکت کرد.

botanizing can be a relaxing and educational hobby.

گیاه‌شناسی‌گری می‌تواند یک سرگرمی آرامش‌بخش و آموزشی باشد.

we spent the afternoon botanizing along the riverbank.

ما بعد از ظهر را در کنار رودخانه گیاه‌شناسی‌گری کردیم.

botanizing with friends makes the experience even more enjoyable.

گیاه‌شناسی‌گری با دوستان، تجربه را حتی لذت‌بخش‌تر می‌کند.

she documented her botanizing discoveries in a journal.

او کشفیات گیاه‌شناسی‌گری خود را در یک دفترچه یادداشت ثبت کرد.

botanizing requires patience and a keen eye for detail.

گیاه‌شناسی‌گری نیاز به صبر و داشتن چشمی تیز برای جزئیات دارد.

he plans to go botanizing in the national park next month.

او قصد دارد ماه آینده به گیاه‌شناسی‌گری در پارک ملی برود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید