botherers

[ایالات متحده]/ˈbɒðərərz/
[بریتانیا]/ˈbɑːðərərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افراد یا چیزهایی که موجب مزاحمت یا مشکل می‌شوند

جملات نمونه

some people are just natural botherers.

بعضی از افراد به طور طبیعی آزاردهنده هستند.

she often complains about the botherers in her neighborhood.

او اغلب در مورد مزاحمتی که در محله‌اش وجود دارد شکایت می‌کند.

botherers can really ruin a good atmosphere.

مزاحمت‌ها می‌توانند واقعاً فضای خوب را خراب کنند.

he tries to avoid botherers when he goes out.

او سعی می‌کند از مزاحمت‌ها اجتناح کند وقتی بیرون می‌رود.

the party was spoiled by a couple of botherers.

مهمانی توسط چند مزاحم خراب شد.

sometimes, botherers don't even realize they're bothering others.

گاهی اوقات، مزاحمت‌ها حتی متوجه نمی‌شوند که مزاحم دیگران هستند.

it's important to address the actions of botherers.

مهم است که به اقدامات مزاحمت‌ها رسیدگی شود.

we need to find a way to deal with the botherers in our group.

ما باید راهی برای مقابله با مزاحمت‌ها در گروه خودمان پیدا کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید