| جمع | bottlecaps |
she collected colorful bottlecaps from different countries during her travels.
او در طی سفرهای خود، پرچمهای رنگی از کشورهای مختلف را جمعآوری کرد.
the bottlecap was stuck tight, and he needed a knife to open it.
پرچم بطری به طور محکمی چسبیده بود و او نیاز به یک ک刃 داشت تا آن را باز کند.
my grandmother has a jar filled with vintage bottlecaps from the 1950s.
مادربزرگ من یک جعبه دارد که پر از پرچمهای بطری از دهه 1950 است.
the artist created a beautiful mosaic using thousands of recycled bottlecaps.
هنرمند با استفاده از هزاران پرچم بطری بازیافت شده یک موزائیک زیبایی ایجاد کرد.
he accidentally dropped the bottlecap into the soda, making a fizzing sound.
او به طور اتفاقی پرچم بطری را در نوشابه ریخت و صدای فروش باد داد.
the bottlecap collection revealed his passion for obscure brands and unusual designs.
مجموعه پرچمهای بطری نشان دهنده علاقهاش به برندهای ناشناخته و طراحیهای غیرمعمول بود.
children can learn coordination by practicing twisting bottlecaps on and off bottles.
کودکان میتوانند با تمرین چرخاندن پرچمهای بطری روی و از بطریها، هماهنگی خود را یاد بگیرند.
the magnetic bottlecap adhered perfectly to the metal surface of the refrigerator.
پرچم بطری مغناطیسی به طور کامل به سطح فلزی یخچال چسبید.
she found an antique bottlecap from a long-forgotten soda company in her attic.
او یک پرچم بطری باستانی از یک شرکت نوشابه که از دیرباز فراموش شده بود، در سقف خانهاش پیدا کرد.
the new twist-off bottlecap design made opening beverages much more convenient.
طراحی جدید پرچم بطری چرخاندنی باز کردن نوشیدنیها را به طور قابل توجهی راحتتر کرد.
environmentalists encourage people to recycle plastic bottlecaps rather than throw them away.
محیطگردانها مردم را تشویق میکنند تا پرچمهای بطری پلاستیکی را بازیافت کنند به جای اینکه آنها را دور بیندازند.
the restaurant served drinks with custom bottlecaps featuring the establishment's logo.
رستوران نوشیدنیها را با پرچمهای بطری سفارشی که لوگوی موسسه را نمایش میدادند، ارائه کرد.
she collected colorful bottlecaps from different countries during her travels.
او در طی سفرهای خود، پرچمهای رنگی از کشورهای مختلف را جمعآوری کرد.
the bottlecap was stuck tight, and he needed a knife to open it.
پرچم بطری به طور محکمی چسبیده بود و او نیاز به یک ک刃 داشت تا آن را باز کند.
my grandmother has a jar filled with vintage bottlecaps from the 1950s.
مادربزرگ من یک جعبه دارد که پر از پرچمهای بطری از دهه 1950 است.
the artist created a beautiful mosaic using thousands of recycled bottlecaps.
هنرمند با استفاده از هزاران پرچم بطری بازیافت شده یک موزائیک زیبایی ایجاد کرد.
he accidentally dropped the bottlecap into the soda, making a fizzing sound.
او به طور اتفاقی پرچم بطری را در نوشابه ریخت و صدای فروش باد داد.
the bottlecap collection revealed his passion for obscure brands and unusual designs.
مجموعه پرچمهای بطری نشان دهنده علاقهاش به برندهای ناشناخته و طراحیهای غیرمعمول بود.
children can learn coordination by practicing twisting bottlecaps on and off bottles.
کودکان میتوانند با تمرین چرخاندن پرچمهای بطری روی و از بطریها، هماهنگی خود را یاد بگیرند.
the magnetic bottlecap adhered perfectly to the metal surface of the refrigerator.
پرچم بطری مغناطیسی به طور کامل به سطح فلزی یخچال چسبید.
she found an antique bottlecap from a long-forgotten soda company in her attic.
او یک پرچم بطری باستانی از یک شرکت نوشابه که از دیرباز فراموش شده بود، در سقف خانهاش پیدا کرد.
the new twist-off bottlecap design made opening beverages much more convenient.
طراحی جدید پرچم بطری چرخاندنی باز کردن نوشیدنیها را به طور قابل توجهی راحتتر کرد.
environmentalists encourage people to recycle plastic bottlecaps rather than throw them away.
محیطگردانها مردم را تشویق میکنند تا پرچمهای بطری پلاستیکی را بازیافت کنند به جای اینکه آنها را دور بیندازند.
the restaurant served drinks with custom bottlecaps featuring the establishment's logo.
رستوران نوشیدنیها را با پرچمهای بطری سفارشی که لوگوی موسسه را نمایش میدادند، ارائه کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید