botulinum

[ایالات متحده]/bɒtʃuˈlaɪnəm/
[بریتانیا]/boʊtəlˈaɪnəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سم تولید شده توسط باکتری Clostridium botulinum.; باکتری Clostridium botulinum.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

botulinum toxin

سم بوتولینوم

botulinum neurotoxin

سم عصبی بوتولینوم

botulinum poisoning

مسمومیت بوتولینوم

botulinum bacteria

باکتری بوتولینوم

botulinum injections

تزریق بوتولینوم

botulinum treatment

درمان بوتولینوم

botulinum symptoms

علائم بوتولینوم

botulinum contamination

آلودگی بوتولینوم

botulinum food poisoning

مسمومیت غذایی بوتولینوم

جملات نمونه

botulinum toxin is used in cosmetic procedures.

توکسین بوتولینوم در روش‌های آرایشی-پلاستیکی استفاده می‌شود.

foodborne botulinum poisoning can be very serious.

مسمومیت غذایی با بوتولینوم می‌تواند بسیار جدی باشد.

botulinum spores can survive in low-oxygen environments.

اسپورهای بوتولینوم می‌توانند در محیط‌های کم‌اکسیژن زنده بمانند.

doctors use botulinum to treat certain medical conditions.

پزشکان از بوتولینوم برای درمان برخی شرایط پزشکی استفاده می‌کنند.

botulinum can cause paralysis if ingested.

اگر بوتولینوم مصرف شود می‌تواند باعث فلج شود.

proper canning techniques can prevent botulinum growth.

تکنیک‌های کنسرو کردن مناسب می‌توانند از رشد بوتولینوم جلوگیری کنند.

research on botulinum is ongoing in many laboratories.

تحقیقات در مورد بوتولینوم در بسیاری از آزمایشگاه‌ها در حال انجام است.

symptoms of botulinum poisoning include weakness and dizziness.

علائم مسمومیت با بوتولینوم شامل ضعف و سرگیجه است.

botulinum is one of the most toxic substances known.

بوتولینوم یکی از سمی‌ترین مواد شناخته شده است.

vaccines against botulinum are being developed.

واکسن‌های ضد بوتولینوم در حال توسعه هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید