cure

[ایالات متحده]/kjʊə(r)/
[بریتانیا]/kjʊr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بهبود یافتن; درمان کردن; پردازش کردن
vi. درمان دریافت کردن; بهبود یافتن
n. درمان; بهبودی; درمانی

عبارات و ترکیب‌ها

find a cure

یافتن درمان

cure disease

درمان بیماری

cure cancer

درمان سرطان

cure illness

درمان بیماری

seek a cure

به دنبال درمان باشید

cure infection

درمان عفونت

cure symptoms

درمان علائم

natural cure

درمان طبیعی

(prevention and) cure

(پیشگیری و) درمان

cure of

درمان برای

cure rate

نرخ درمان

kill or cure

یا بکش یا درمان کن

cure time

زمان درمان

cure of disease

درمان بیماری

post cure

پس از درمان

degree of cure

درجه درمان

جملات نمونه

a cure for backache.

درمان درد کمر

cure sb. of a disease

درمان یک فرد از یک بیماری

prevent and cure diseases

پیشگیری و درمان بیماری‌ها

It is possible to cure psoriasis.

امکان درمان پسوریازیس وجود دارد.

There is no certain cure for this disease.

هیچ درمان قطعی برای این بیماری وجود ندارد.

the search for a cure for the common cold.

جستجو برای درمانی برای سرماخوردگی

the cure is to improve the clutch operation.

درمان بهبود عملکرد کلاچ است.

no cure for rising prices

درمانی برای افزایش قیمت‌ها وجود ندارد

A cure remains to be found.

هنوز درمانی برای یافتن وجود دارد.

This shampoo will cure your dandruff.

این شامپو شوره سر شما را درمان می کند.

a miraculous cure for an illness

یک درمان معجزه آسای بیماری

came up with a cure for the disease.

برای بیماری یک درمان پیدا کرد.

he was cured of the disease.

او از بیماری درمان شد.

a bid to trace and cure the gearbox problems.

تلاش برای ردیابی و درمان مشکلات گیربکس.

a lightning cure for his hangover.

یک درمان سریع برای خماری او

The wound cures easily.

زخم به راحتی درمان می شود.

نمونه‌های واقعی

" Cured! " he announced brightly to the kitchen at large. " Completely cured! "

«شفا گرفتم!» او با خوشحالی به آشپزخانه اعلام کرد. «کاملاً شفا گرفتم!»

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

It's not a disorder that needs to be cured.

این یک اختلال نیست که نیاز به درمان داشته باشد.

منبع: Scientific World

There's no cure for an E. coli infection.

درمانی برای عفونت E. coli وجود ندارد.

منبع: CNN 10 Student English April 2018 Compilation

And there are zero cures for these diseases.

و هیچ درمانی برای این بیماری‌ها وجود ندارد.

منبع: TED Talks (Audio Version) April 2015 Collection

The drug does not cure the disease.

این دارو بیماری را درمان نمی‌کند.

منبع: VOA Special English Health

No citrus-growing countries have developed a cure.

هیچ‌یک از کشورهای کشت کننده مرکبات، درمانی برای آن توسعه نداده‌اند.

منبع: VOA Standard August 2014 Collection

Unfortunately, SPS does not have a cure.

متاسفانه، SPS درمان ندارد.

منبع: Intermediate English short passage

CTE, chronic traumatic encephalopathy is a brain disease for which there's no cure.

CTE، آنسفالوپاتی تروماتیک مزمن یک بیماری مغزی است که هیچ درمانی برای آن وجود ندارد.

منبع: CNN 10 Student English November 2017 Collection

There is no cure or approved vaccine for Ebola.

هیچ درمان یا واکسن تایید شده‌ای برای ابولا وجود ندارد.

منبع: CNN 10 Student English May/June 2018 Compilation

Some people could say it was a cure.

بعضی از مردم ممکن است بگویند که این درمان بوده است.

منبع: CNN 10 Student English October 2020 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید