play boules
بازی با توپهای بول
throw boules
پرتاب توپهای بول
boules game
بازی توپهای بول
rolling boules
غلتاندن توپهای بول
love boules
عشق به توپهای بول
practice boules
تمرین توپهای بول
watch boules
تماشای توپهای بول
good boules
توپهای بول خوب
throwing boules
پرتاب توپهای بول
their boules
توپهای بول آنها
she skillfully rolled the boules towards the cochonnet.
او به طرز ماهرانه ای توپ ها را به سمت کوشونه رول کرد.
the team celebrated their victory with a game of boules.
تیم پیروزی خود را با یک بازی توپ جشن گرفتند.
we spent a relaxing afternoon playing boules on the beach.
ما یک بعد از ظهر آرام را با بازی توپ در ساحل گذراندیم.
he carefully positioned his boules to block the opponent's shot.
او با دقت توپ های خود را برای مسدود کردن شوت حریف قرار داد.
the boules were made of wood and weighed approximately one kilogram.
توپ ها از چوب ساخته شده بودند و وزن آنها تقریباً یک کیلوگرم بود.
the boules court was shaded by large olive trees.
زمین توپ در سایه درختان زیتون بزرگ بود.
they practiced their boules technique before the tournament.
آنها تکنیک توپ خود را قبل از مسابقات تمرین کردند.
the sound of boules hitting the ground echoed across the square.
صدای برخورد توپ ها با زمین در سراسر میدان طنین انداز شد.
he bought a new set of boules for his vacation in provence.
او یک مجموعه جدید از توپ ها را برای تعطیلات خود در پروانس خرید.
the boules game was a friendly competition between neighbors.
بازی توپ یک مسابقه دوستانه بین همسایه ها بود.
she aimed her boules with precision and determination.
او با دقت و قاطعیت توپ های خود را نشانه گرفت.
play boules
بازی با توپهای بول
throw boules
پرتاب توپهای بول
boules game
بازی توپهای بول
rolling boules
غلتاندن توپهای بول
love boules
عشق به توپهای بول
practice boules
تمرین توپهای بول
watch boules
تماشای توپهای بول
good boules
توپهای بول خوب
throwing boules
پرتاب توپهای بول
their boules
توپهای بول آنها
she skillfully rolled the boules towards the cochonnet.
او به طرز ماهرانه ای توپ ها را به سمت کوشونه رول کرد.
the team celebrated their victory with a game of boules.
تیم پیروزی خود را با یک بازی توپ جشن گرفتند.
we spent a relaxing afternoon playing boules on the beach.
ما یک بعد از ظهر آرام را با بازی توپ در ساحل گذراندیم.
he carefully positioned his boules to block the opponent's shot.
او با دقت توپ های خود را برای مسدود کردن شوت حریف قرار داد.
the boules were made of wood and weighed approximately one kilogram.
توپ ها از چوب ساخته شده بودند و وزن آنها تقریباً یک کیلوگرم بود.
the boules court was shaded by large olive trees.
زمین توپ در سایه درختان زیتون بزرگ بود.
they practiced their boules technique before the tournament.
آنها تکنیک توپ خود را قبل از مسابقات تمرین کردند.
the sound of boules hitting the ground echoed across the square.
صدای برخورد توپ ها با زمین در سراسر میدان طنین انداز شد.
he bought a new set of boules for his vacation in provence.
او یک مجموعه جدید از توپ ها را برای تعطیلات خود در پروانس خرید.
the boules game was a friendly competition between neighbors.
بازی توپ یک مسابقه دوستانه بین همسایه ها بود.
she aimed her boules with precision and determination.
او با دقت و قاطعیت توپ های خود را نشانه گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید