bounder

[ایالات متحده]/'baʊndə/
[بریتانیا]/ˈbaʊndɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی بی‌ادب یا ناآشنا که از ظرافت اجتماعی بی‌بهره است

عبارات و ترکیب‌ها

a low bounder

یک فرد پست

despicable bounder

یک فرد پست و ناپسند

unscrupulous bounder

یک فرد فرصت‌طلب و بی‌رحم

dishonorable bounder

یک فرد بی‌احترام و نامرد

جملات نمونه

He is a notorious bounder who preys on vulnerable women.

او یک آدم بدکاره است که از زنان آسیب‌پذیر سوء استفاده می‌کند.

She was shocked to find out that her trusted friend turned out to be a bounder.

او شوکه شد وقتی فهمید دوست مورد اعتمادش در واقع یک آدم بدکاره.

The bounder tried to cheat his way into the company but was caught.

آن آدم بدکاره سعی کرد با تقلب وارد شرکت شود اما دستگیر شد.

The bounder's true colors were revealed when he was caught stealing from his own family.

رنگ واقعی آن آدم بدکاره زمانی آشکار شد که او را در حال سرقت از خانواده‌اش دستگیر کردند.

She refused to associate with the bounder who had a reputation for dishonesty.

او از ارتباط با آن آدم بدکاره که شهرتی برای نادرستی داشت، امتناع کرد.

The bounder's smooth talk couldn't deceive everyone for long.

صحبت‌های شیرین آن آدم بدکاره برای مدت طولانی نمی‌توانست همه را فریب دهد.

Despite his charming exterior, he was nothing but a bounder at heart.

با وجود ظاهر جذابش، او در دل یک آدم بدکاره بود.

The bounder was finally exposed for his embezzlement scheme.

آن آدم بدکاره سرانجام به دلیل طرح اختلاسش رسوا شد.

She regretted ever trusting such a bounder with her personal information.

او پشیمان بود که تا به حال به چنین آدم بدکار اعتماد کرده و اطلاعات شخصی خود را به او داده است.

The bounder's manipulative tactics were no match for her intelligence.

حملات دستکاری کننده آن آدم بدکاره در برابر هوش او هیچ شانسی نداشت.

نمونه‌های واقعی

And Toby Tullis, after all those years, stayed unmistakably a bounder.

و توبی تولیس، بعد از همه آن سال‌ها، همچنان به طرز غیرقابل اغماضی یک آدم بی‌فرهنگ بود.

منبع: A handsome face.

" Rotten little bounder too! " he said savagely.

" آدم بی‌فرهنگ کثیف و کوچکی هم!" او با حالتی خشمگین گفت.

منبع: The Mystery of Styles Court

What made a man a bounder was a quality of mind.

چه چیزی باعث می‌شد مردی آدم بی‌فرهنگ باشد، یک ویژگی ذهنی بود.

منبع: A handsome face.

But his stiffness remained, and, though he asked who Cissie and Albert might be, he still thought Mr. Beebe rather a bounder.

اما خشکی‌اش باقی ماند و اگرچه از سیسی و آلبرت پرسید، هنوز فکر می‌کرد آقای بی‌بی آدم بی‌فرهنگی است.

منبع: The Room with a View (Part 1)

On the whole, he gave one the impression of being a stupid, spoiled, conceited bounder.

به طور کلی، او این تصور را می‌داد که یک آدم بی‌فرهنگ، احمق، لوس و مغرور است.

منبع: Virgin Land (Part 1)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید