bovril

[ایالات متحده]/'bɔvrəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عصاره گوشت؛ عصاره گوشت گاو بوفریل.
Word Forms
جمعbovrils

جملات نمونه

High now culinary art has the place of a lot of innovation, even if cook seafood, useful also bovril or red wine juice go doing.

اکنون هنر آشپزی به جای نوآوری زیادی دارد، حتی اگر غذاهای دریایی بپزید، استفاده از bovril یا آب انگور قرمز نیز مفید است.

The 2nd often vegetable, when vegetable is burned, these do not cheer saline condiment, when eating, irrigate with mix up of butter, bovril go up in these vegetable.

سبزی دوم، وقتی سبزی سوخته است، اینها طعم دهنده شور را شاد نمی‌کنند، هنگام خوردن، با مخلوطی از کره آبیاری کنید، bovril در این سبزی بالا می‌رود.

spread bovril on toast

bovril را روی تست بمالید

mix bovril with hot water

bovril را با آب گرم مخلوط کنید

a jar of bovril

یک شیشه bovril

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید