boxrooms small
خوابگاههای کوچک
tiny boxrooms
خوابگاههای کوچک
multiple boxrooms
خوابگاههای متعدد
rented boxrooms
خوابگاههای اجارهای
shared boxrooms
خوابگاههای اشتراکی
converted boxrooms
خوابگاههای تبدیل شده
old boxrooms
خوابگاههای قدیمی
small boxrooms
خوابگاههای کوچک
empty boxrooms
خوابگاههای خالی
he converted the boxrooms into a cozy study.
او اتاقهای کوچک را به یک مطالعه دنج تبدیل کرد.
many students live in boxrooms near the university.
بسیاری از دانشجویان در اتاقهای کوچک نزدیک دانشگاه زندگی میکنند.
boxrooms are often used for storage in small apartments.
اتاقهای کوچک اغلب برای نگهداری در آپارتمانهای کوچک استفاده میشوند.
she found a hidden boxrooms behind the bookshelf.
او یک اتاق کوچک پنهان پشت قفسه کتاب پیدا کرد.
boxrooms can be a great way to save space.
اتاقهای کوچک میتوانند راهی عالی برای صرفهجویی در فضا باشند.
they decided to rent a boxrooms for their art supplies.
آنها تصمیم گرفتند یک اتاق کوچک برای لوازم هنری خود اجاره کنند.
the boxrooms were filled with old furniture and boxes.
اتاقهای کوچک با مبلمان و جعبههای قدیمی پر شده بودند.
she used the boxrooms as a quiet retreat from the world.
او از اتاقهای کوچک به عنوان یک پناهگاه آرام از جهان استفاده کرد.
boxrooms can be transformed into guest rooms with little effort.
میتوان اتاقهای کوچک را با کمی تلاش به اتاقهای مهمان تبدیل کرد.
he often organizes his tools in the boxrooms.
او اغلب ابزارهای خود را در اتاقهای کوچک مرتب میکند.
boxrooms small
خوابگاههای کوچک
tiny boxrooms
خوابگاههای کوچک
multiple boxrooms
خوابگاههای متعدد
rented boxrooms
خوابگاههای اجارهای
shared boxrooms
خوابگاههای اشتراکی
converted boxrooms
خوابگاههای تبدیل شده
old boxrooms
خوابگاههای قدیمی
small boxrooms
خوابگاههای کوچک
empty boxrooms
خوابگاههای خالی
he converted the boxrooms into a cozy study.
او اتاقهای کوچک را به یک مطالعه دنج تبدیل کرد.
many students live in boxrooms near the university.
بسیاری از دانشجویان در اتاقهای کوچک نزدیک دانشگاه زندگی میکنند.
boxrooms are often used for storage in small apartments.
اتاقهای کوچک اغلب برای نگهداری در آپارتمانهای کوچک استفاده میشوند.
she found a hidden boxrooms behind the bookshelf.
او یک اتاق کوچک پنهان پشت قفسه کتاب پیدا کرد.
boxrooms can be a great way to save space.
اتاقهای کوچک میتوانند راهی عالی برای صرفهجویی در فضا باشند.
they decided to rent a boxrooms for their art supplies.
آنها تصمیم گرفتند یک اتاق کوچک برای لوازم هنری خود اجاره کنند.
the boxrooms were filled with old furniture and boxes.
اتاقهای کوچک با مبلمان و جعبههای قدیمی پر شده بودند.
she used the boxrooms as a quiet retreat from the world.
او از اتاقهای کوچک به عنوان یک پناهگاه آرام از جهان استفاده کرد.
boxrooms can be transformed into guest rooms with little effort.
میتوان اتاقهای کوچک را با کمی تلاش به اتاقهای مهمان تبدیل کرد.
he often organizes his tools in the boxrooms.
او اغلب ابزارهای خود را در اتاقهای کوچک مرتب میکند.
Explore frequently searched vocabulary
Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!
Download DictoGo Now