boxrooms

[ایالات متحده]/ˈbɒksruːmz/
[بریتانیا]/ˈbɑːksrumz/

ترجمه

n. یک اتاق کوچک، که اغلب برای ذخیره‌سازی یا به عنوان اتاق خواب اضافی استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

boxrooms small

خوابگاه‌های کوچک

tiny boxrooms

خوابگاه‌های کوچک

multiple boxrooms

خوابگاه‌های متعدد

rented boxrooms

خوابگاه‌های اجاره‌ای

shared boxrooms

خوابگاه‌های اشتراکی

converted boxrooms

خوابگاه‌های تبدیل شده

old boxrooms

خوابگاه‌های قدیمی

small boxrooms

خوابگاه‌های کوچک

empty boxrooms

خوابگاه‌های خالی

جملات نمونه

he converted the boxrooms into a cozy study.

او اتاق‌های کوچک را به یک مطالعه دنج تبدیل کرد.

many students live in boxrooms near the university.

بسیاری از دانشجویان در اتاق‌های کوچک نزدیک دانشگاه زندگی می‌کنند.

boxrooms are often used for storage in small apartments.

اتاق‌های کوچک اغلب برای نگهداری در آپارتمان‌های کوچک استفاده می‌شوند.

she found a hidden boxrooms behind the bookshelf.

او یک اتاق کوچک پنهان پشت قفسه کتاب پیدا کرد.

boxrooms can be a great way to save space.

اتاق‌های کوچک می‌توانند راهی عالی برای صرفه‌جویی در فضا باشند.

they decided to rent a boxrooms for their art supplies.

آنها تصمیم گرفتند یک اتاق کوچک برای لوازم هنری خود اجاره کنند.

the boxrooms were filled with old furniture and boxes.

اتاق‌های کوچک با مبلمان و جعبه‌های قدیمی پر شده بودند.

she used the boxrooms as a quiet retreat from the world.

او از اتاق‌های کوچک به عنوان یک پناهگاه آرام از جهان استفاده کرد.

boxrooms can be transformed into guest rooms with little effort.

می‌توان اتاق‌های کوچک را با کمی تلاش به اتاق‌های مهمان تبدیل کرد.

he often organizes his tools in the boxrooms.

او اغلب ابزارهای خود را در اتاق‌های کوچک مرتب می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید