brasier

[ایالات متحده]/ˈbreɪziə(r)/
[بریتانیا]/bray-zee-er/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ظرف قابل حمل برای سوزاندن سوخت، معمولاً برای گرم کردن یا پخت و پز استفاده می‌شود؛ یک کارگر فلزکاری که در ساخت اقلام از برنج تخصص دارد.
Word Forms
جمعbrasiers

عبارات و ترکیب‌ها

brasier fire

شعله آتش

red brasier

واژگونه قرمز

brasier glow

تابش آتش

hot brasier

آتش داغ

brasier heat

گرما آتش

brasier ember

زغال آتش

جملات نمونه

the brasier was lit to warm the chilly night.

شعله شومینه برای گرم کردن شب سرد روشن شد.

they gathered around the brasier to share stories.

آنها دور شومینه جمع شدند تا داستان‌هایی را با هم به اشتراک بگذارند.

she placed the food on the brasier to cook it.

او غذا را روی شومینه گذاشت تا آن را بپزد.

the brasier provided a cozy atmosphere for the gathering.

شومینه فضایی دنج و صمیمی برای جمع شدن فراهم کرد.

as the sun set, they lit the brasier for warmth.

همانطور که خورشید غروب می کرد، آنها شومینه را برای گرمایش روشن کردند.

he admired the flames dancing in the brasier.

او به شعله های رقصنده در شومینه نگاه کرد.

the brasier was essential for their camping trip.

شومینه برای سفر کمپ آنها ضروری بود.

she enjoyed roasting marshmallows over the brasier.

او از تفت دادن marshmallows روی شومینه لذت برد.

the brasier kept the guests warm during the outdoor party.

شومینه مهمانان را در طول مهمانی فضای باز گرم نگه داشت.

they used the brasier to create a romantic ambiance.

آنها از شومینه برای ایجاد فضایی عاشقانه استفاده کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید