brasseries

[ایالات متحده]/bræsəriːz/
[بریتانیا]/bruh-zer-eez/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع brasserie، رستورانی که در زمینه آبجو و غذاهای ساده تخصص دارد

عبارات و ترکیب‌ها

visit brasseries

بازدید از براسری‌ها

french brasseries

براسری‌های فرانسوی

brasseries open

براسری‌های باز

local brasseries

براسری‌های محلی

list brasseries

لیست براسری‌ها

find brasseries

پیدا کردن براسری‌ها

best brasseries

بهترین براسری‌ها

cheap brasseries

براسری‌های ارزان

جملات نمونه

we often meet at the local brasseries for dinner.

ما اغلب برای شام در براسري‌های محلی گرد هم می‌آییم.

brasseries serve a variety of french dishes.

براسري‌ها انواع غذاهای فرانسوی را سرو می‌کنند.

she loves the ambiance of the brasseries in paris.

او عاشق فضای براسري‌ها در پاریس است.

brasseries are known for their casual dining experience.

براسري‌ها به خاطر تجربه غذا خوردن غیررسمی خود مشهور هستند.

we enjoyed a delightful brunch at one of the brasseries.

ما از یک صبحانه خوشمزه در یکی از براسري‌ها لذت بردیم.

brasseries often have outdoor seating during the summer.

براسري‌ها اغلب در تابستان فضای نشیمن در فضای باز دارند.

many tourists visit the famous brasseries in the city.

بسیاری از گردشگران از براسري‌های معروف در شهر دیدن می‌کنند.

brasseries offer a relaxed atmosphere for social gatherings.

براسري‌ها فضایی آرام برای گردهمایی‌های اجتماعی ارائه می‌دهند.

we tried the special wine at the brasseries last night.

دیشب ما شراب ویژه را در براسري‌ها امتحان کردیم.

brasseries are a great place to unwind after work.

براسري‌ها مکان خوبی برای استراحت بعد از کار هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید