brats

[ایالات متحده]/bræt/
[بریتانیا]/brat/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کودکانی که بدرفتار هستند.

عبارات و ترکیب‌ها

little brats

کودکان کوچک شرور

bratty kids

کودکان شرور

those brats

آن بچه های شرور

be bratty

شرور باشید

brat behavior

رفتار لوس

worst brats

بدترین بچه های شرور

good brats

بچه های شرور خوب

pack of brats

گروهی از بچه های شرور

جملات نمونه

those brats always make a mess in the living room.

آن بچه های شرمسار همیشه آشوب در اتاق نشیمن درست می کنند.

the brats refused to listen to their parents.

آن بچه های شرمسار از گوش دادن به والدین خود امتناع کردند.

my neighbor's brats are always playing loud music.

بچه های شرمسار همسایه من همیشه موسیقی با صدای بلند پخش می کنند.

she called the kids brats for their rude behavior.

او به دلیل رفتار بی ادبانه آنها، کودکان را بچه های شرمسار نامید.

brats can be charming when they want to be.

بچه های شرمسار می توانند جذاب باشند وقتی بخواهند.

those brats think they can get away with anything.

آن بچه های شرمسار فکر می کنند می توانند از هر کاری جان سالم به در ببرند.

the teacher had to deal with a group of brats in class.

معلم مجبور شد با گروهی از بچه های شرمسار در کلاس کنار بیاید.

brats often test the limits of their parents' patience.

بچه های شرمسار اغلب محدودیت های صبر والدین خود را آزمایش می کنند.

it's hard to believe these brats are related to such nice people.

سخت است باور کنیم این بچه های شرمسار با چنین آدم های خوبی مرتبط هستند.

sometimes, brats just need a little discipline.

گاهی اوقات، بچه های شرمسار فقط به کمی انضباط نیاز دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید