bratwursts

[ایالات متحده]/brætˈvɜːrst/
[بریتانیا]/bɹɑːtˈvʊrst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی سوسیس که معمولاً از گوشت خوک و گاو تهیه می‌شود و منشاء آن در آلمان است.

عبارات و ترکیب‌ها

bratwurst stand

غرفه سوسیس براتورست

grilled bratwurst

سوسیس براتورست گریل شده

bratwurst bun

نان سوسیس براتورست

serve bratwurst

سوسیس براتورست سرو کنید

eat bratwurst

سوسیس براتورست بخورید

bratwurst party

جشنواره سوسیس براتورست

best bratwurst

بهترین سوسیس براتورست

love bratwurst

عشق به سوسیس براتورست

order bratwurst

سوسیس براتورست سفارش دهید

جملات نمونه

i grilled bratwurst for the barbecue.

من برای باربکیو برت‌ورست کبابی کردم.

bratwurst is a popular dish in germany.

برت‌ورست یک غذای محبوب در آلمان است.

we enjoyed bratwurst with sauerkraut.

ما از خوردن برت‌ورست با شاو‌رمول لذت بردیم.

bratwurst can be served in a bun.

برت‌ورست را می‌توان در یک نان سرو کرد.

at the festival, they sold delicious bratwurst.

در جشنواره، آن‌ها برت‌ورست خوشمزه می‌فروختند.

she prefers her bratwurst with mustard.

او ترجیح می‌دهد برت‌ورست خود را با خردل بخورد.

bratwurst pairs well with beer.

برت‌ورست با آبجو خوب می‌آید.

he learned how to make bratwurst from his grandfather.

او یاد گرفت که چگونه برت‌ورست را از پدربزرگش درست کند.

bratwurst is often served at street fairs.

برت‌ورست اغلب در نمایشگاه‌های خیابانی سرو می‌شود.

they had a bratwurst eating contest.

آن‌ها یک مسابقه خوردن برت‌ورست داشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید