breakages

[ایالات متحده]/ˈbreɪkɪdʒɪz/
[بریتانیا]/ˈbrɛkɪdʒiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وضعیت یا حالت شکسته شدن; آسیبی که ناشی از شکستن است.; چیزی که شکسته است; موردی از شکستن چیزی.

عبارات و ترکیب‌ها

breakages cost

هزینه های خرابی

avoid breakages

از خرابی ها اجتناب کنید

report breakages

گزارش خرابی

claim breakages

ادعای خرابی

check for breakages

بررسی خرابی

reduce breakages

کاهش خرابی

insurance breakages

بیمه در برابر خرابی

multiple breakages

خرابی های متعدد

shipping breakages

خرابی های حمل و نقل

repair breakages

تعمیر خرابی

جملات نمونه

we need to report any breakages immediately.

ما باید فوراً هرگونه شکستگی را گزارش کنیم.

insurance can cover breakages during transport.

بیمه می‌تواند شکستگی‌ها را در طول حمل و نقل پوشش دهد.

there were several breakages in the shipment.

چند شکستگی در محموله وجود داشت.

preventing breakages is essential for our business.

جلوگیری از شکستگی برای کسب و کار ما ضروری است.

we have a policy for handling breakages.

ما خطمشیری برای رسیدگی به شکستگی داریم.

breakages can lead to significant losses.

شکستگی‌ها می‌تواند منجر به خسارات قابل توجهی شود.

our quality control checks help reduce breakages.

بررسی‌های کنترل کیفیت ما به کاهش شکستگی‌ها کمک می‌کند.

breakages must be documented for inventory purposes.

شکستگی‌ها باید برای اهداف موجودی مستند شوند.

the breakages were caused by improper packing.

شکستگی‌ها ناشی از بسته‌بندی نامناسب بود.

we will replace any breakages free of charge.

ما هرگونه شکستگی را به صورت رایگان جایگزین خواهیم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید