breastfeed

[ایالات متحده]/'brestfi:d/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. & vi. نوزادی را با شیر مادر تغذیه کردن؛ نوزادی را شیر دادن.

عبارات و ترکیب‌ها

breastfeeding support

حمایت از شیردهی

breastfeeding position

وضعیت شیردهی

جملات نمونه

Many mothers choose to breastfeed their babies for the first few months.

بسیاری از مادران انتخاب می‌کنند که برای چند ماه اول نوزادان خود را شیر بدهند.

Breastfeeding provides numerous health benefits for both the mother and the baby.

شیر دادن فواید متعددی برای سلامتی مادر و نوزاد دارد.

It is recommended to breastfeed exclusively for the first six months of a baby's life.

توصیه می‌شود که به مدت شش ماه اول زندگی نوزاد، به طور انحصاری شیر بدهید.

Some women find it challenging to breastfeed in public due to societal norms.

برخی از زنان به دلیل هنجارهای اجتماعی، شیر دادن در مکان‌های عمومی را چالش‌برانگیز می‌دانند.

Breastfeeding can help strengthen the bond between a mother and her baby.

شیر دادن می‌تواند به تقویت پیوند بین مادر و نوزاد کمک کند.

Mothers are encouraged to seek support if they encounter difficulties while breastfeeding.

تشویق می‌شود مادران در صورت بروز مشکل در حین شیر دادن، از کمک استفاده کنند.

Breastfeeding on demand is a common practice to ensure the baby's nutritional needs are met.

شیر دادن به تقاضا یک روش معمول برای اطمینان از رفع نیازهای غذایی نوزاد است.

Breastfeeding can help reduce the risk of certain illnesses in both mothers and babies.

شیر دادن می‌تواند به کاهش خطر ابتلا به برخی بیماری‌ها در مادران و نوزادان کمک کند.

Breastfeeding in public is becoming more accepted and normalized in many places around the world.

شیر دادن در مکان‌های عمومی در حال پذیرفته‌تر و عادی‌تر شدن در بسیاری از نقاط جهان است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید