wean

[ایالات متحده]/wiːn/
[بریتانیا]/wiːn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. جلوگیری از تغذیه با شیر مادر؛ وادار کردن به ترک یک عادت یا عمل
n. (اسکاتلندی) یک کودک کوچک.

عبارات و ترکیب‌ها

wean off

قطع تدریجی

weaning process

فرآیند قطع تدریجی

جملات نمونه

Traditionally piglets were weaned at eight weeks.

به طور سنتی، بره های جوان در سن هشت هفته از مادر جدا می شدند.

I was weaned on a regular diet of Hollywood fantasy.

من در رژیم غذایی منظم از فانتزی هالیوود بزرگ شده‌ام.

The hospital managed to wean her off the drug.

بیمارستان توانست او را از مصرف دارو دور کند.

It can be extremely difficult to wean children off junk food.

قطع کردن کودکان از مصرف غذاهای ناسالم می‌تواند بسیار دشوار باشد.

She weaned herself from cigarettes.

او خود را از استعمال دخانیات دور کرد.

She tried to wean him away from football.

او سعی کرد او را از فوتبال دور کند.

the doctor tried to wean her off the sleeping pills.

پزشک سعی کرد او را از مصرف داروهای خواب‌آور دور کند.

He was sent away to school to wean him from bad companions.

او برای دور کردنش از دوستان بد به مدرسه فرستاده شد.

The patch enables smokers to wean themselves off cigarettes very gradually.

این پچ به دودسیگار اجازه می‌دهد تا به تدریج وابستگی خود را به سیگار ترک کنند.

The results showed that lactic acid bacteria could increase the number of oxyntic cells in fundic gland of piglets after weaning (P0.05).

نتایج نشان داد که باکتری‌های اسید لاکتیک می‌توانند تعداد سلول‌های اکسی‌نتیک را در غده‌های فوندیک در بره‌ها پس از شیر گرفتن افزایش دهند (P0.05).

entilator weaning protocols may not be as useful in pediatrics as in adults. Systemic corticosteroids decrease the incidence of post extubation stridor and may reduce reintubation rates.

پروتکل‌های جدا کردن ونتیلاتور ممکن است در کودکان به اندازه بزرگسالان مفید نباشند. کورتیکواستروئیدهای سیستمیک شیوع استرید بعد از خارج کردن لوله تنفس را کاهش می دهند و ممکن است میزان مجدد گذاشتن لوله تنفس را کاهش دهند.

نمونه‌های واقعی

But, of course, the aspiration is to eventually wean itself off subsidy.

البته، هدف این است که در نهایت وابستگی خود را به یارانه‌ها کاهش دهد.

منبع: PBS Interview Environmental Series

Every mammal with one exception stops drinking milk after it is weaned onto solid food.

هر پستانداری به جز یک مورد، پس از شیر خوردن و تغذیه با غذای جامد، از شیر خوردن دست می‌کشد.

منبع: Coffee Tasting Guide

After just five weeks, these pups will be weaned and they will mostly eat lemmings.

پس از تنها پنج هفته، این توله‌ها شیرخوارگی خواهند شد و بیشتر غذایشان را از جونورها خواهند گرفت.

منبع: Wild Arctic

We ought to think about getting a nurse. Mrs Rose will leave, once the baby's weaned.

باید در مورد استخدام یک پرستار فکر کنیم. خانم رز با شیر خوردن کودک، از اینجا می‌رود.

منبع: Downton Abbey (Audio Segmented Version) Season 3

He's been weaned off of a mechanical ventilator.

او از ونتیلاتور مکانیکی جدا شده است.

منبع: NPR News September 2020 Compilation

He aims, ambitiously, to wean the kingdom off oil.

او با جاه‌طلبی، هدفش کاهش وابستگی پادشاهی به نفت است.

منبع: The Economist (Summary)

I read that a patient's heart can sometimes remodel itself and they can be weaned off the lvad.

من خوانده‌ام که قلب بیمار گاهی اوقات می‌تواند خود را بازسازی کند و آن‌ها می‌توانند از LVAD جدا شوند.

منبع: Grey's Anatomy Season 2

After six weeks with her new family, Arti is weaned.

بعد از شش هفته با خانواده جدیدش، آرتي شیرخوارگی شده است.

منبع: Human Planet

After weaning, they switch off the gene that allows them to digest milk.

پس از شیرخوارگی، آن‌ها ژنی را که به آن‌ها اجازه می‌دهد شیر را هضم کنند، خاموش می‌کنند.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

Well, if you did, you'd want to wean yourself off the stuff.

خب، اگر اینطور بود، می‌خواستید وابستگی خود را به آن چیزها کاهش دهید.

منبع: If there is a if.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید