breathalyze driver
آزمایش الکل خون راننده
breathalyze test
تست الکلسنجی
need breathalyze
نیاز به الکلسنجی
breathalyze now
الان الکلسنجی کنید
take breathalyze
الکلسنجی انجام دهید
breathalyze results
نتایج الکلسنجی
failed breathalyze
الکلسنجی ناموفق
breathalyze police
پلیس الکلسنجی
police officers are trained to breathalyze drivers suspected of drinking.
ماموران پلیس آموزشدیده اند تا رانندگان مشکوک به نوشیدن الکل را تست الکل کنند.
before the event, we will breathalyze all participants to ensure safety.
قبل از برگزاری رویداد، ما همه شرکتکنندگان را برای اطمینان از ایمنی، تست الکل خواهیم کرد.
the officer decided to breathalyze the driver after noticing erratic behavior.
مامور پس از مشاهده رفتار غیرعادی تصمیم گرفت راننده را تست الکل کند.
it's important to breathalyze anyone who seems intoxicated at the party.
مهم است که هر کسی که در مهمانی به نظر مست میرسد را تست الکل کرد.
they used a portable device to breathalyze the individual quickly.
آنها از یک دستگاه قابل حمل برای تست سریع الکل فرد استفاده کردند.
after the accident, the police were required to breathalyze the driver.
پس از حادثه، پلیس موظف بود راننده را تست الکل کند.
some states have laws that mandate breathalyzing all drivers involved in a crash.
برخی از ایالتها قوانینی دارند که تست الکل کردن همه رانندگان درگیر در تصادف را الزامی میکند.
he refused to breathalyze, which led to further legal consequences.
او از انجام تست الکل امتناع کرد که منجر به عواقب قانونی بیشتر شد.
the breathalyze results showed a blood alcohol level above the legal limit.
نتایج تست الکل نشان داد که سطح الکل خون بالاتر از حد قانونی است.
breathalyzing is a common procedure during holiday celebrations.
تست الکل یک روش معمول در جشنهای تعطیلات است.
breathalyze driver
آزمایش الکل خون راننده
breathalyze test
تست الکلسنجی
need breathalyze
نیاز به الکلسنجی
breathalyze now
الان الکلسنجی کنید
take breathalyze
الکلسنجی انجام دهید
breathalyze results
نتایج الکلسنجی
failed breathalyze
الکلسنجی ناموفق
breathalyze police
پلیس الکلسنجی
police officers are trained to breathalyze drivers suspected of drinking.
ماموران پلیس آموزشدیده اند تا رانندگان مشکوک به نوشیدن الکل را تست الکل کنند.
before the event, we will breathalyze all participants to ensure safety.
قبل از برگزاری رویداد، ما همه شرکتکنندگان را برای اطمینان از ایمنی، تست الکل خواهیم کرد.
the officer decided to breathalyze the driver after noticing erratic behavior.
مامور پس از مشاهده رفتار غیرعادی تصمیم گرفت راننده را تست الکل کند.
it's important to breathalyze anyone who seems intoxicated at the party.
مهم است که هر کسی که در مهمانی به نظر مست میرسد را تست الکل کرد.
they used a portable device to breathalyze the individual quickly.
آنها از یک دستگاه قابل حمل برای تست سریع الکل فرد استفاده کردند.
after the accident, the police were required to breathalyze the driver.
پس از حادثه، پلیس موظف بود راننده را تست الکل کند.
some states have laws that mandate breathalyzing all drivers involved in a crash.
برخی از ایالتها قوانینی دارند که تست الکل کردن همه رانندگان درگیر در تصادف را الزامی میکند.
he refused to breathalyze, which led to further legal consequences.
او از انجام تست الکل امتناع کرد که منجر به عواقب قانونی بیشتر شد.
the breathalyze results showed a blood alcohol level above the legal limit.
نتایج تست الکل نشان داد که سطح الکل خون بالاتر از حد قانونی است.
breathalyzing is a common procedure during holiday celebrations.
تست الکل یک روش معمول در جشنهای تعطیلات است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید