bridals

[ایالات متحده]/'braɪd(ə)l/
[بریتانیا]/'braɪdl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به عروسی یا زوج تازه ازدواج کرده

عبارات و ترکیب‌ها

bridal gown

لباس عروس

bridal shower

جشن عروس

bridal suite

سوییت عروس

bridal chamber

اتاق عروس

جملات نمونه

a bridal shop; the hotel's bridal suite.

یک مغازه عروس؛ سوئیت عروس هتل.

a white bridal veil.

یک حجاب عروس سفید.

her white bridal gown.

لباس عروس سفید او.

the bridal party came out into the church porch.

گروه عروس از در کلیسا بیرون آمد.

Otherwise, decorate a likelihood impertinently to leave sequela to bridal chamber.

در غیر این صورت، احتمالاً یک ظاهر را به گونه ای تزئین کنید که عواقبی برای اتاق عروس باقی بماند.

The wedding veil is a reminder of the bridal canopy that was built to keep the evil eye from the wedding cerebration.

حجاب عروس یادآور سایبان عروس است که برای دور نگه داشتن چشم بد از جشن عروسی ساخته شده بود.

Examples of satin weave fabrics include antique satin, slipper satin, crepe-back satin, bridal satin and moleskin.

نمونه های پارچه بافت ساتن شامل ساتن قدیمی، ساتن لغزشی، ساتن پشت کرپ، ساتن عروس و پوست موش است.

Miss Pitty can get Miss India Wilkes to stay with her and keep the bogyman away.When we get back to Atlanta we are going to stay in the bridal suite of the National Hotel until our house is finished.

خانم پیتی می تواند خانم ایندیا ویلکس را متقاعد کند که با او بماند و موجود خیالی را دور نگه دارد. وقتی به آتلانتا بازگشتیم، تا زمانی که خانه ما تمام شود در سوئیت عروس هتل ملی خواهیم ماند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید